رگشناسى - ابن سينا - الصفحة ٣٧ - منقول از مقدمه چاپ نخستين
بمآخذ مفصله ذيل كه هر يك شرح حال شيخ را مستقلّا نوشتهاند احاله مىنمائيم.
١- مقدمه كتاب الشفاء نسخه خطى كتابخانه مجلس شورى و دو نسخه كتابخانه دانشكده معقول،- و مقدمه دانشنامه علائى، و على الخصوص مقدمه قسمت رياضى آن، و رساله شرح حال شيخ نسخ خطى كتابخانه تحت نمرة ١٢١٦ كه مجموعه است، و نمره ٤٥٠٧ و ٤٥٠٨ كه فهرست كتاب الشفاء و برخى مطالب علاوه دارد، و اين سه فقره تماماً بقلم ابو عبيد جوزجانى شاگرد اوست كه مدت بيست و پنج سال از سال ٤٠٣ تا آخر عمر ملازم شيخ بوده است، ابو عبيد در مقدمه كتاب الشفاء گويد:
از شيخ تقاضا كردم كه فلسفه ارسطو را شرح كند، وى نپذيرفت و گفت مجال ندارم ولى آماده شد كه اين كتاب را بسازد، و در آن مطالب را چنانكه خود مىپسندد بدون معارضه با خصمان ايراد كند، من هم راضى شدم.
از اين سخن پيدا است كه شيخ باستقلال فكرى خويش معتقد بوده و نخواسته است كه مانند ابن رشد شارح و مبيّن سخنان ارسطو باشد.
نهاية الامر شيخ همچنانكه در شارحان سخن ارسطو باسكندر افروديسى معتقد است، در فلاسفه صاحب نظر يونان ارسطو را بر ديگران ترجيح ميدهد، از اين رو نظريات و افكار فلسفى وى به ارسطو از ديگر فلاسفه يونان نزديكتر است، بنا بر اين، اينكه شيخ را برخى پيرو فلسفه ارسطو پنداشتهاند، و بعضى در پيروى از اين عقيده راه افراط پيموده و گمان بردهاند كه وى تنها شارح و مقرر كلام ارسطو است، و مستقلا داراى افكار و عقائدى نيست اشتباه محض است.