رگشناسى - ابن سينا - الصفحة ٣٨ - منقول از مقدمه چاپ نخستين
زيرا اگر كسى سخنان ارسطو را با گفتار پيشينيان وى مقايسه كند مسلّماً معلوم خواهد داشت كه ارسطو هم پيرو ديگران و مبيّن سخنان آنها است. چه وى خود در آغاز مقاله نخستين ما بعد الطبيعه خويش كه موسوم بالألف الصغرى (ه كوچك) است سخنى گويد كه مفاد آن اين است:
اگر كسى بخواهد تنها بدون ملاحظه و مطالعه افكار ديگران بحقيقت برسد، مثل او مثل كسى است كه بخواهد بدون نردبان ببالاى بام برود يا از پشت بام فرود آيد، و اين امرى محال است ولى اگر كسى افكار و عقائد ديگران را مطالعه كند- و بر آن اندازه از حقيقت كه آنان كشف كردهاند آگاه شود مقدار زيادى از حقيقت بر وى روشن شده، و با افكار خويش نيز ممكن است در راه رسيدن بحقيقت گامى فراتر نهد. بنا بر اين هر كس با افكار و انديشههاى خود اندكى راه رسيدن بحقيقت را هموار كرده و پيشرفت داده است. پس مقدارى كه يك نفر در راه رسيدن بحقيقت كمك كرده اندك است ولى ما هنگامى كه همه اين اندك اندكها يعنى مجموع اين افكار كه هر يك اندكى از حقيقت را روشن كرده است دريابيم بسيارى از حقيقت بر ما روشن ميشود. و بر حقائق فراوانى واقف ميشويم.
نگارنده گويد: پس مقدارى از حقيقت كه فقط بفكر ارسطو يا ابن سينا روشن شده اندك است، ولى اين بنده ضعيف معتقد است كه گر چه حقّ تقدم براى ارسطو در هر حال ثابت است، ولى اگر كسى درست افكار اين دو فيلسوف بزرگ را دريابد، خواهد يافت كه شيخ در پيشرفت علم و دانش و رسيدن بحقيقت بيش از ارسطو كمك كرده- و با افكار و عقائد خويش مقدار بيشترى از آن را روشن ساخته، و بيش از او بر ذمّه جامعه بشرى حق دارد.