رگشناسى - ابن سينا - الصفحة ١٠ - ابن سينا

يافت كه تحت تأثير ابن سينا قرار نگرفته باشد، از شهرستانى و فخر رازى و نصير الدّين طوسى گرفته تا نسفى و ايجى و تفتازانى. در آثار همه اينها ردّ پاى ابن سينا و فلسفه سينوى به نحو آشكار مشاهده مى‌شود. شهرت شفاى ابن سينا بسيار زود از دامنه حوزه‌هاى علمى شرق تجاوز كرد و در مدارس مغرب زمين گسترش يافت. هنوز يك قرن از وفات ابن سينا نگذشته بود كه ترجمه‌هاى پاره‌اى از شفاى او آغاز شد و به سرعت در عاصمه‌هاى بزرگ اروپايى راه يافت و اين نفوذ چنان بود كه در اوائل قرن سيزدهم، مكتب «سينوى لاتينى» در برابر «ابن رشد لاتينى» كاملًا چهره خود را نمايان ساخت و بزرگانى همچون روجر بيكن‌ [١] و البرت كبير [٢] به آثار علمى ابن سينا توجّه خاصّى مبذول داشتند و بزرگانى ديگر همچون گيوم دورونى‌ [٣] و توماس اكويناس‌ [٤] از ترس نفوذ او در صدد معارضه و ردّ و نقض او برآمدند و اين نشان‌دهنده اثر عميق ابن سينا در حركت فكرى گسترده دانشمندان دين و فلسفه در زمانى است كه فلسفه مدرسه‌اى (اسكولاستيك) در اوج ترقّى و تعالى خود بوده است.

مسائلى كه ابن سينا در الهيّات شفا درباره ذات و صفات واجب الوجود و كيفيت صدور عالم از او و رابطه خالق با مخلوق و همچنين نحوه توفيق ميان عقل و نقل بيان داشته از مهمترين موضوعاتى بوده است كه استادان دانشكده الهيّات پاريس را مدّتها به خود مشغول داشته است‌ [٥]. على رغم توجّه شديد اروپائيان به‌


[١] Rojer Bacon .

[٢] Albert le grand .

[٣] Guillaume d ' Auvergne .

[٤] Saint Thomas d'Aquin .

[٥] مقدّمه كتاب الشفاء، المنطق، المدخل، صص ٣١- ٣٥. كتاب الشفاء در لاتينى به اشتباه‌liber sufficientiae خوانده شده. براى آگاهى بيشتر رجوع شود به مقاله دالورنى.. خ تحت عنوان: يادداشتهايى درباره ترجمه‌هاى آثار ابن سينا در قرون وسطى در مجلّه اسناد تاريخ انديشه و ادب قرون وسطى [AHD[ به نقل از كتاب ارسطو و اسلام تأليف پيترزF .E .Peters( دانشگاه-