زندگانى باب الحوائج حضرت موسى بن جعفر(ع) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٦٥ - دانش امامت

نزد او رفتم و او بدون آنكه من پرسشى كنم آغاز به سخن كرد و از آنجا دانستم كه او امام است. امام صادق عليه السلام فرمود: اى عيسى! اين پسرم را ديدى اگر از او درباره آنچه كه در قرآن آمده است، سؤال كنى به تو از روى علم و دانش پاسخ مى‌دهد. [١]

٥- هنگامى كه پرده‌ها ميان پروردگار و بنده‌اش به كنارى مى‌روند و زمانى كه صفاى روحى ومعرفت الهى به‌اوج خود مى‌رسد، دنيا تماماً در اختيار بنده‌صالح خداوند مى‌گردد چنانكه‌در حديث قدّسى نيز آمده است:

«عَبْدى أَطِعْنى تَكَنْ مَثَلى أَقُولُ لِلْشَىْ‌ءٍ كُنْ فَيَكُونَ وَتَقُولُ لِلْشَىْ‌ءِ كُنْ فَيَكُونَ».

«بنده من! مرا اطاعت كن، تا همانند من شوى. همانطورى كه تا من به چيزى بگويم اين گونه باش پس مى‌شود تو نيز اگر به چيزى امر كنى همان مى‌شود».

شقيق بلخى در ماجرايى كه براى او رُخ داد گوشه‌اى از كرامتى را كه خداوند به هفتمين پيشواى شيعيان امام موسى بن جعفر عليهما السلام، ارزانى داشته است براى ما باز گو مى‌كند او مى‌گويد:

در سال ١٤٩ ه ق به قصد حج حركت كردم و در قادسيه فرود آمدم. در حالى كه به مردم و زينت و كثرت آنان مى‌نگريستم، نگاهم به جوانى خوش سيما، گند مگون و ضعيف افتاد. روى لباسش جامه‌اى پشمين بود كه جبّه‌اى روى آن در بر كرده بود. نعلين به پاداشت و جدا از همه نشسته‌


[١] - بحارالانوار، ج ٢، ص ٥٨.