زندگانى باب الحوائج حضرت موسى بن جعفر(ع) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٥٦ - معجزات امام
سپس على بن يقطين بازگشت و سوار بر شتر شد و همان شب به خانه امام موسى بن جعفر عليهما السلام در مدينه آمد و از او اجازه ورود خواست امام به او اجازه ورود داد و او را پذيرفت. [١]
٦- از آنجا كه امام موسى بنجعفر رهبر مسلمانان و جانشين پيامبرى مىباشد كه به مكارم اخلاق آراسته بود، نسبت به مؤمنان مهربانى به خرج مىداد و درد و رنج آنها بر وى گران مىآمد.
بسيار اتفاق مىافتاد كه آنحضرت با نور الهى به فشارهائى كه به يارانش وارد مىشد، مىنگريست و مىكوشيد فوراً از آن بكاهد و آن را بر طرف نمايد. ماجراى زير بيانگر يكى از همين موارد است:
از ابراهيم بن عبد الحميد نقل شده است كه گفت:
ابوالحسن نامهاى به من نوشت كه خانهات را عوض كن. من از اين بابت غمگين شدم. خانه ابراهيم در وسط مسجد و بازار قرار داشت. او خانهاش را عوض نكرد. بار ديگر قاصد به وى خبر داد كه خانهات را عوض كن، باز هم به اين فرمان ترتيب اثر نداد و همچنان در همان خانه بود كه قاصد براى بار سوّم همين فرمان را به اطلاع او رسانيد. عثمان بن عيسى گويد: در آن هنگام در مدينه (و شاهد اين ماجرا) بودم. ابراهيم از آن خانه نقل مكان كرد و منزل ديگرى گرفت. من در مسجد بودم.
ابراهيم، وقتى كه هوا تاريك شده بود به مسجد آمد. از او پرسيدم: چه خبر؟ گفت: آيا نمىدانى امروز چه حادثهاى براى من رخ داده است؟
[١] - بحارالانوار، ج ٤٨، ص ٨٥.