زندگانى باب الحوائج حضرت موسى بن جعفر(ع) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٨٧

كاظم كرد. فضل بر آن‌حضرت كه در جايگاه رسول خدا صلى الله عليه و آله به نماز ايستاده بود، در آمد و دستور داد او را دستگير كنند و زندانى نمايند. [١]

سپس دو محمل ترتيب داد كه اطراف آنها پوشيده بود. ايشان را در يكى از آنها جاى داد و آن دو محمل را روى استر بسته بر هر يك عدّه‌اى را گماشت. يكى را به طرف بصره و ديگرى را به سوى كوفه روانه‌كرد تا بدينوسيله مردم ندانند امام را به كجا مى‌برند. امام كاظم عليه السلام در هودجى بود كه به سمت بصره مى‌رفت. هارون به فرستاده خود دستور داد كه آن‌حضرت را به عيسى بن جعفر منصور كه والى وى در بصره بود، تسليم كند. عيسى يك سال آن‌حضرت را در نزد خود زندانى كرد. سپس عيسى نامه‌اى به هارون نوشت كه موسى بن جعفر را از من بگير و به هر كه مى‌خواهى بسپار و گرنه من او را آزاد خواهم كرد. من بسيار كوشيدم تا دليلى و بهانه‌اى براى دستگيرى او پيدا كنم، امّا نتوانستم حتّى من گوش دادم تا ببينيم كه آيا او در دعاهاى خود بر من يا تو نفرين مى‌فرستد، امّا ديدم كه او فقط براى خودش دعا مى‌كند و از خداوند رحمت ومغفرت مى‌طلبد!

هارون پس از دريافت اين نامه، كسى را براى تحويل گرفتن امام موسى الكاظم روانه بصره كرد و او را روزگارى دراز در بغداد، در نزد فضل بن ربيع، زندانى كرد. هارون خواست به دست فضل آن امام را به شهادت برساند، امّا فضل از اجراى خواسته هارون خوددارى ورزيد، در


[١] - مقاتل الطالبيّين، ص ٢١٣.