مناسك حج - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٨١ - ٣- چگونگى حجّ پيامبر صلى الله عليه و آله
قربانى با خود آورده باشد. پس مردى گفت: از احرام بيرون آييم در حاليكه از مناسك فارغ نشدهايم؟ حضرت فرمود: آرى.
هنگامى كه پيامبر در مروه پس از فراغت از سعى بايستاد روى به مردم كرد و خدا را ستود و فرمود: اين جبرئيل است (و با دستش اشاره به پشتش كرد) كه به من دستور مىدهد تا به شما دستور دهم هر كه با خود قربانى نياورده از احرام بيرون آيد. و اگر من، آنچه را اكنون مىدانم، قبلًا مىدانستم، همين كار را مىكردم كه به شما دستور دادم، ولى من با خود قربانى آوردهام، و هر كس با خود قربانى آورده حق ندارد از احرام بيرون آيد تا قربانى به قربانگاه برسد.
پس مردى از جماعت گفت: آيا در حالى به حجّ برويم كه هنوز آب غسل از موهايمان مىچكد؟ پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود تو هرگز ايمان نخواهى آورد.
پس سراقه بن مالك بن خثعم كنانى گفت: اى پيامبر! دين ما را به ما بياموز، گويى امروز زاده شدهايم. آيا اين كه امروز بدان دستورمان مىدهى براى همين سال است يا براى آينده نيز؟ پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:
براى آينده تا روز رستاخيز، و سپس انگشتان دو دستش را در ميان يكديگر برد و گفت: عمره داخل حجّ شد تا روز قيامت.
على عليه السلام از يمن در حالى نزد پيامبر آمد كه ايشان در مكّه بودند، پس بر فاطمه عليها السلام وارد شد در حالى كه فاطمه از احرام بيرون آمده بود. على عليه السلام بوى خوش استشمام كرد و بر تن فاطمه جامهاى ديد