دانشنامه امام باقر علیه السلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٧٩ - مرگ شامی و حیاتی دوباره
مرگ شامی و حیاتی دوباره
یکی از اهالی شام که به امام محمد باقر علیه السلام بسیار علاقه مند بود
و هر چند وقت یک بار به ملاقات و زیارت آن حضرت می آمد، در یکی از زیارت
هایش پس از گذشت چند روزی در شهر مدینه منوره مریض شد و در بستر بیماری و
در شرف مرگ قرار گرفت، به یکی از دوستان خود گفت:
همین که من از دنیا
رفتم، به حضرت ابو جعفر محمد بن علی، باقرالعلوم صلوات الله علیه بگو تا بر
جنازه ام نماز بخواند و در مراسم تدفین من نیز شرکت نماید.
وقتی که آن
مرد شامی وفات یافت و دوستش نزد امام محمد باقر علیه السلام آمد و به حضرت
گفت که فلانی مرده و توصیه کرده است تا شما بر جنازه اش نماز بخوانی و در
مراسم دفن او شرکت فرمائی. دحضرت فرمود: شام سردسیر است و حجاز گرم سیر، در
دفن او عجله و شتاب نکنید تا من بیایم. و سپس به سمت منزل مرد شامی حرکت
کرد و چون وارد منزل او گردید در کنار بسترش نشست؛ و بعد از گذشت لحظه ای،
دعائی را زمزمه نمود؛ و سپس او را با نام صدا کرد.
در این هنگام، مرد
شامی در حالی که پارچه ای سفید، رویش انداخته بودند، حرکتی کرد و پاسخ حضرت
را داد. بعد از آن، حضرت او را نشانید و دستور داد تا شربتی مخصوص، برایش
تهیه کردند و به او خورانید. و چون به طور کامل بهبود یافت، خطاب به حضرت
کرد و اظهار داشت: «أشهد أنک حجة الله علی خلقه...» یعنی؛ شهادت می دهم که
تو حجت خداوند بر خلق جهانی و مردم آن چه بخواهند باید در همه امور، به
شماها رجوع نمایند و هر که به غیر شما مراجعه کند، همانا او گمراه گشته
است.
پس از آن، امام باقر علیه السلام فرمود: اکنون پیش آمد و جریان
بازگشت خود را برای این افراد بازگو کن؟ گفت: هنگامی که روح از بدن من
پرواز کرد، مابین زمین و آسمان ندائی رسید، که روح او را به کالبدش
بازگردانید، چون که محمد بن علی علیهماالسلام درخواست حیات دوباره او را
کرده است.[١] .
(١) اثبات الهداة: ج ٣، ص ٤٦، ح ٢١.
منبع: چهل داستان و چهل حدیث از امام محمد باقر؛ عبدالله صالحی.