دانشنامه امام باقر علیه السلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٣٧ - سخاوت و مروت نسبت به دوستان
سخاوت و مروت نسبت به دوستان
عمرو بن دینار و عبدالله بن عبید میگویند: ما هرگز به ملاقات امام باقر
(ع) نرفتیم، مگر این که به وسیلهی هدایا و پوشاک و امکانات مالی، از ما
استقبال و پذیرایی کرده، میفرمود: اینها را از قبل برای شما تدارک دیده
بودم. [١] .
ظاهرا منظور امام از بیان جملهی اخیر این بوده است که
دوستان و میهمانانشان احساس شرم و نگرانی نکنند و گمان نبرند که با دریافت
آن هدایا و امکانات، بر زندگی شخصی امام باقر (ع) کم و کاستی را تحمیل
کردهاند. سلمی یکی از خدمتکاران خانهی امام باقر (ع) است. او میگوید:
برخی
از دوستان و آشنایان امام باقر (ع) به میهمانی آن حضرت میآمدند و از نزد
وی بیرون نمیشدند، مگر این که بهترین غذاها را تناول کرده و چه بسا گاهی
لباس و پول از آن گرامی دریافت میکردند. سلمی میگوید: گاهی من با امام در
این باره سخن میگفتم که خرج خانوادهی شما، خود سنگین است و از نظر درآمد
وضع متوسطی دارید (بهتر این است که در پذیرایی از دوستان و مهمانان با
احتیاط بیشتری رفتار کنید!) اما امام میفرمود: ای سلمی! نیکی دنیا، رسیدگی
به برادران و دوستان و آشنایان است، و گاهی حضرت پانصد تا هزار درهم هدیه
میداد. [٢] .
اسود بن کثیر میگوید: تهیدست شدم و دوستانم به من
رسیدگی نکردند. نزد امام باقر (ع) رفتم و از نیازمندی خود و جفای برادران
شکوه کردم؛ آن حضرت فرمود:
بد برادری است آن برادری که به هنگام ثروت و
توانمندی، حالت را بپرسد و تو را در نظر داشته باشد، ولی زمانی که تهیدست و
نیازمند شد، از تو ببرد و به سراغت نیاید! سپس امام به خدمتکارش دستور داد
تا هفتصد درهم نزد من گذارد، و فرمود: این مقدار را خرج کن و هر گاه تمام
شد و نیاز داشتی باز مرا از حال خود با خبر ساز. [٣] .
(١) قال عمرو بن دینار و عبدالله بن عبید بن عمیر، ما لقینا اباجعفر محمد بن علی (ع) الا و حمل الینا النفقة و الصلة و الکسوة، و یقول: هذه معدة لکم قبل ان تلقونی. بحار ٤٦ / ٢٨٧؛ کشف الغمة ٢ / ٣٣٤.
[٢] قالت سلمی - مولاة ابیجعفر (ع) - کان یدخل علیه اصحابه، فلا یخرجون من عنده حتی یطعمهم الطعام الطیب، و یکسوهم الثیاب الحسنة، و یهب لهم الدنانیر، فاقول له فی ذلک لیقل منه فیقول: یا سلمی ما حسنة الدنیا الا صلة الاخوان و المعارف و کان یصل بالخمسمأة... الفصول المهمة ١٩٧.
[٣] و قال الاسود بن کثیر: سکوت الی ابیجعفر (ع) الحاجة و جفاء الاخوان فقال: بئس الأخ أخ یرعاک غنیا و یقطعک فقیرا ثم امر غلامه فاخرج کیسا فیه سبعمأة درهم فقال: استنفق هذا فاذا فرغت فأعلمنی. ارشاد ٢ / ١٦٤؛ روضة الواعظین ١ / ٢٠٤؛ کشف الغمة ٢ / ٣٢١؛ الفصول المهمة ٢١٥؛ نور الابصار ٥٠؛ الانوار البهیة ١٢٢.
منبع: امام باقر جلوه امامت در افق دانش؛ گروه تاریخ اسلام؛ آستان قدس رضوی چاپ دوم ١٣٧٥.