دانشنامه امام باقر علیه السلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٧٢ - شرایط سیاسی، از بیان امام باقر
شرایط سیاسی، از بیان امام باقر
منهال میگوید: در مجلس امام باقر (ع) حضور داشتم که مردی وارد شد و سلام کرد.
امام باقر (ع) سلامش را پاسخ گفت.
مرد تازه وارد، با امام احوالپرسی کرد و گفت: حالتان چطور است؟
امام باقر (ع) که گویی سینهاش از مشکلات زمان سنگین شده بود به او فرمود:
آیا
براستی تاکنون در نیافتهاید که بر ما چه میگذرد! مثل ما در میان امت،
مثل بنیاسرائیل است، که طاغی زمان، پسرانشان را میکشت و زنانشان را زنده
میگذاشت.
هان! اینان - والیان و حاکمان - فرزندان ما را میکشند و زنانمان را باقی میگذارند!
عرب
میپندارند که بر غیر عرب شرافت و برتری دارد. و وقتی غیر عرب از علت این
پندار میپرسد اینها میگویند: چون محمد - رسول خدا (ص) - از ماست و او از
نژاد عرب است، پس عرب بر دیگران شرافت دارد.
- مردم هم قبول میکنند! -
در
این میان قریش میپندارد که بر سایر طوایف و قبایل عرب برتری دارد! و وقتی
از علتش میپرسی، میگویند: چون محمد (ص) از قریش بوده است. - و دیگران هم
تصدیق میکنند - اگر براستی این منطق درست باشد و فضیلت عرب و قریش بر
دیگران به خاطر این باشد که پیامبر اسلام از میان ایشان برخاسته است، پس ما
خاندان نبوت و ما اهل بیت رسالت، باید بر همهی مردم شرافت و برتری داشته
باشیم و هیچ کس به پایهی ما نرسد.
چون سخن امام بدین جا رسید، آن مرد گفت:
به خدا سوگند، من شما خاندان را دوست دارم.
امام
فرمود: پس بر تن خویش لباسی از بلا و ناگواریها بپوشان. به خدا سوگند،
رنجها و ناگواریها شتابانتر از سیل درهها، به سوی ما و شیعیان ما پیش
میتازد! نخست مشکلات به ما میرسد و سپس به شما، چنان که اگر آسایشی در
پیش باشد نخست در مورد ما خواهد بود و سپس برای شما [١] . این بیان، شدت
اندوه و نگرانی امام و وجود تنگناهای سخت سیاسی و اجتماعی آن عصر را
میرساند.
امام با این که خود فضیلت عرب بر غیر عرب را یک پندار واهی
میشمرد، و بر اساس منطق قرآن، تقوا را ملاک کرامت هر انسان میداند، ولی
از آن جا که مخالفان اهل بیت، با تکیه بر ظهور پیامبر (ص) از میان عرب، در
صدد برتریجویی بر سایر ملتها بودند، امام از همین باورشان سود جسته و
علیه ایشان احتجاج کرده، آنان را در محکمهی خرد به محاکمه کشانده است که
چگونه با تمسک به همنژادی با پیامبر (ص) بر جهان فخر میفروشند، در حالی که
نزدیکترین اعضای خاندان پیامبر (ص) را مورد سختترین آزارها قرار میدهند.
(١) کنت جالسا مع محمد بن علی الباقر (ع) اذ جاءه رجل فسلم علیه فرد علیهالسلام، قال الرجل: کیف انتم؟ فقال له محمد: أو ما آن لکم أن تعلموا کیف نحن، انما مثلنا فی هذه الامة مثل بنیاسرائیل، کان یذبح ابناؤهم و تستحیا نساؤهم، ألا و ان هولاء یذبحون ابناءنا و یستحیون نساءنا، زعمت العرب ان لهم فضلا علی العجم، فقالت العجم: و بما ذلک؟ قالوا کان محمد منا عربیا، قالوا لهم: صدقتم، و زعمت قریش ان لها فضلا علی غیرها من العرب، فقالت لهم العرب من غیرهم: و بما ذاک؟ قالوا: کان محمد قرشیا. قالوا لهم: صدقتم، فان کان القوم صدقوا فلنا فضل علی الناس لانا ذریة محمد، و اهل بیته خاصة و عترته، لا یشرکنا فی ذلک غیرنا، فقال له الرجل: والله انی لاحبکم اهل البیت. قال: فاتخذ للبلاء جلبابا، فوالله انه لأسرع الینا و الی شیعتنا من السیل فی الوادی و بنایبد و البلاء ثم بکم، بنایبد و الرخاء ثم بکم، امالی شیخ طوسی ٩٥؛ بحار ٤٦ / ٣٦٠.
منبع: امام باقر جلوه امامت در افق دانش؛ گروه تاریخ اسلام؛ آستان قدس رضوی چاپ دوم ١٣٧٥.