دانشنامه امام باقر علیه السلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣١٥ - زنده کردن مردهای که محب امام باقر بود
زنده کردن مردهای که محب امام باقر بود
میگویند: جوانی از اهل شام هر روز به خدمت امام باقر علیهالسلام
میآمد و در محضر آن حضرت بسیار مینشست و میگفت: «مرا محبت و دوستی شما
به اینجا میآورد.»
بعد از آن چند روزی نیامد، پس روزی کسی خبر آورد که
آن جوان شامی بیمار شده بود و وی امروز وفات کرد و وصیت نموده که شما
بروید و نماز به جای بیاورید.
امام باقر علیهالسلام فرمود: «چون او را شستند و بر سریر قرارش دادند به من خبر بدهید.»
پس
چون خبر آوردند، آن حضرت برخواست و وضو گرفت و دو رکعت نماز به جای آورد.
سپس ردای رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را به دوش افکند و روانه شد
تا به مکانی که آن جوان را بر سریر خوابانده بودند رسید. امام باقر
علیهالسلام فرمود: «ای فلان بن فلان!» آن جوان زنده شده و گفت: «لبیک ای
فرزند رسول خدا!» و نشست و شربت سویق درخواست کرد. امام باقر علیهالسلام
جرعهای از آنچه خواسته بود را به او داد و فرمود: «احوال خود را بگو.»
او
گفت: «شک ندارم که روح مرا قبض کرده بودند و من مرده بودم، الحال آوازی
شنیدم که از آن خوشتر هرگز به گوش من نرسیده بود. هاتفی گفت: روح این جوان
را به تن وی بازگردانید که محمد بن علی او را از ما درخواست کرده است.»
و او بعد از آن، مدتها در دنیا زندگی کرد. [١] .
(١) حدیقة الشیعه.
منبع: عجایب و معجزات شگفتانگیزی از امام باقر؛ واحد تحقیقاتی گل نرگس؛ شمیم گل نرگس چاپ چهارم ١٣٨٦.