دانشنامه امام باقر علیه السلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٤٠ - خیانت نکن
خیانت نکن
زن به شوهرش گفت: مرد، مگر قرار نبود به مکه برویم و آن جا سکونت کنیم،
تمام وسایل و اثاثیه را جمع کردهام و آماده است، پس چرا این دست و آن دست
می کنی.
- چند روزی صبر کن، کار واجبی دارم که حتماً باید انجامش بدهم.
- یعنی دوباره وسایل و اثاثیه را باز کنم و بسته بندیها را به هم بزنم؟
- آری، چارهای نیست.
- ولی تو که از من بیشتر برای سکونت در مکه لحظه شماری میکردی، پس چه شد، این کار واجبت چیست.
- ببین زن، همانطور که میدانی من به یکی از مردم این شهر مبلغی بدهکارم، مدت زیادی است که قرض گرفتهام، باید آنرا بپردازم یا نه؟
- آن مرد «مرجئی» [١] را میگویی، ولش کن، او که دین و ایمان
درست و حسابی ندارد، تازه نیاز هم ندارد، چند روز دیرتر طوری نمیشود.
- زن، من به او مدیونم، چرا متوجه نیستی.
- آخر او که مذهب ساختگی دارد و امامان هم پیروان آن مذهب را لعن کردهاند، اگر نپردازی نیز گناهی نکردهای.
ابوثمامه
با خشم به زنش نگریست و گفت: از خودت فتوا میدهی؟ هیچ میدانی چه
میگویی، برای یک نامسلمان آتش جهنم را بر خود هموار کنم؟
- پس چرا تا چند روز پیش به این فکر نیفتاده بودی.
-
چند روزی پیش که برای بررسی اوضاع مسکن و شغل و... به مکه رفته بودم امام
باقر را دیدم. به او گفتم که قصد سکونت در مکه را دارم، اما مقداری بدهی
دارم و نظر او را در مورد این که بعدها بدهی آن مرد «مرجئی مذهب» را
بپردازم پرسیدم.
- خب، امام چه گفت.
- برخیز و مقداری آب بیاور تا بگویم.
زن با عجله برخاست و از کوزه آب ریخت و برای شوهرش آورد، در مقابل او نشست و گفت: حتماً امام هم با نظر من موافق بود، نه؟
مرد
آب را تا آخر سر کشید و دستی به ریشهایش که خیس شده بود کشید و گفت:
اتفاقاً نه، او فرمود «به سوی طلبکارت بازگرد و قرضت را ادا کن، مصمم باش
به گونهای زندگی کنی که هنگام مرگ و ملاقات با خدا به کسی بدهکار نباشی» .
ابوثمامه به زنش نگاه کرد، دید که خیلی تعجب کرده و ادامه داد:
امام باقر علیهالسلام حرفی زد که بیشتر به غیرتم برخورد.
- چه گفت.
- گفت «مؤمن هرگز خیانت نمیکند» .
- مگر میخواهیم خیانت کنیم.
- نپرداختن بدهی هم یک نوع خیانت است.
مرد برخاست و با کمک زنش وسایل را دوباره سرجایش چید و تصمیم گرفتند تا پرداخت بدهیشان آنجا بمانند. [٢] .
(١) پیروان مذهب «مرجئه» که مذهبی باطل و ساختگی است و معتقدان به آن، فقط ادعای ایمان دارند و در عمل پایبند نیستند، در روایات معصومین نیز مورد لعن و نفرین قرار گرفتهاند.
[٢] عللالشرائع، ص ٥٢٨.
منبع: حیات پاکان(داستانهایی از زندگی امام محمد باقر)؛ مهدی محدثی؛ بوستان کتاب چاپ دوم ١٣٨٥.