دانشنامه امام باقر علیه السلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٥٠ - وصیت و سفارش به سه چیز
وصیت و سفارش به سه چیز
حکی الامام الصادق علیهالسلام احدی وصایا أبیه الی سفیان الثوری فقد
قال له: یا سفیان أمرنی والدی بثلاث، و نهانی عن ثلاث فکان فیما قال لی: یا
بنی من یصحب صاحب السوء لا یسلم، و من یدخل مداخل السوء یتهم، و من لا
یملک لسانه یندم، ثم أنشدنی:
عود لسانک قول الخیر تحظ به
ان اللسان لما عودت یعتاد
موکل بتقاضی ما سننت له
فی الخیر و الشر فانظر کیف تعتاد [١] .
امام
صادق علیهالسلام یکی از وصیتهای پدرش را برای سفیان ثوری، این گونه
بازگو میفرماید: ای سفیان! پدرم مرا به سه چیز سفارش نموده و از سه چیز
نهی فرموده است. از جمله سفارشهای وی به من این بود:
فرزندم! کسی که
با همنشین بد نشست و برخاست داشته باشد، در امان نمیماند؛ و کسی که به محل
بدی برود، متهم میشود؛ و کسی که مالک زبانش نباشد، پشیمان میگردد. آنگاه
این دو بیت شعر را خواندند: زبانت را به سخن نیک عادت بده تا از آن
بهرهمند شوی، زیرا زبان به آنچه عادتش دادهای معتاد میشود. زبان (به تو)
واگذار شده برای طلب آنچه برایش - در خیر و شر - به عنوان روش قرار
دادهای، پس ببین چگونه به زبانت عادت میدهی.
این وصیت به سه مطلب مهم
و اساسی در زندگی انسان اشاره میکند و آن همنشینی با افراد ناباب است که
ضمن اثر سوء در انحرافات عقاید، در از بین بردن آبروی انسان هم مؤثر هواهد
بود؛ همچنین رفتن در مراکز و مکانهای سوء، خواه ناخواه، سبب متهم شدن
انسان میشود؛ و در پایان سفارش به کنترل زبان میفرماید. اگر کسی چنین
کند، هیچگاه در دنیا و آخرت پشیمان نخواهد شد.
درسهای این وصیت
١.
از همنشینی و مصاحبت و دوستی با افراد بدنام خودداری نماییم که آتش و عذاب
آنان دامن ما را خواهد گرفت. به این حدیث شریف توجه کنید:
قال مولانا
الصادق علیهالسلام: احذر من الناس ثلاثة: الخائن، و الظلوم، و النمام، لأن
من خان لک خانک، و من ظلم لک سیظلمک، و من نم الیک سینم علیک [٢] . امام
صادق علیهالسلام فرمود: از رفاقت و همنشینی با سه گروه برحذر باش؛ خائن،
ستمکار و سخن چین؛ زیرا کسی که روزی به نفع تو خیانت میکند، روز دیگر به
ضرر تو خیانت خواهد کرد؛ و کسی که برای تو به دیگری ظلم و ستم میکند، طولی
نخواهد کشید که به شخص تو ستم خواهد کرد؛ و کسی که از دیگران نزد تو سخن
چینی میکند، به زودی از تو نزد دیگران نمامی خواهد کرد.
٢. از رفتن به مکان و مجلس بدنام جدا باید خودداری کنیم. در حدیث شریف آمده است:
قال رسول الله صلی الله علیه و آله: رحم الله امرءا جب الغیبة عن نفسه [٣] .
پیغمبر
اسلام صلی الله علیه و آله فرمود: خدا رحمت کند کسی را که کاری نکند (و
جایی نرود) که مردم از او غیبت کنند. و همچنین فرمود: أولی الناس بالتهمة
من جالس اهل التهمة [٤] .
شایسته ترین مردم برای بدنامی و ننگ اجتماعی، کسانی هستند که با بد نامان دوست و همنشین میشوند و با آنان مجالست مینمایند.
٣. اهمیت مسألهی زبان و کنترل آن و در مسیر صحیح قرار دادن آن که در این وصیت تاریخی به آن تأکید شده است، اهمیت فراوانی دارد.
به
این حدیث شریف توجه نمایید: قال امیرالمؤمنین علیهالسلام: لسانک حصانک ان
صنته صانک و ان خنته خانک [٥] . حضرت امیر علیهالسلام فرمود: زبان تو
همانند اسبت میباشد؛ اگر او را کنترل کنی، رهایت نمیکند، و اگر او را
آزاد گذاشتی و رهایش نمودی، تو را به زمین خواهد زد.
به این فراز
تاریخی که یکی از بزرگ ترین افتخارات زندگی حضرت علی علیهالسلام است، توجه
فرمایید: سال دهم هجرت بود و روز به روز بر گسترش اسلام افزوده میشد، ولی
هنوز مردم یمن اسلام را نپذیرفته بودند. سپاهی از اسلام به فرماندهی خالد
بن ولید به سرزمین یمن حرکت کرد؛ مدتی در آنجا ماندند، ولی نتوانستند
مشکلات نفوذ و صدور انقلاب اسامی به یمن را برطرف سازند. سرانجام پیامبر
صلی الله علیه و اله حضرت علی علیهالسلام را برای این کار انتخاب نمود.
علی علیهالسلام آمادهی حرکت به سوی یمن شد؛ پیامبر صلی الله علیه و آله
در بدرقهی علی علیهالسلام فرمود:ای علی! با کسی از در جنگ وارد مشو، و
سعی کن تا با دلیل
و منطق و روش نیک، مردم یمن را به سوی اسلام هدایت
کنی، و این را بدان که اگر یک نفر را به سوی اسلام هدایت کنی، سوگند به خدا
برای تو بهتر است از آنچه که خورشید بر آن میتابد.
در پایان - این بدرقه - فرمود: (یا علی) چهار سفارش به تو میکنم که حتما آنها را رعایت کن:
١. بر تو باد به دعا و نیایش، زیرا دعا غالبا با استجابت همراه است.
٢. در همهی حالات شاکر و سپاسگزار خداوند باش، زیرا شکر و سپاس موجب افزایش نعمت خواهد شد.
٣. اگر با گروهی یا با کسی، عهد و پیمانی بستی، به آن وفا کن و آن را محترم شمار.
٤.
از مکر و نیرنگ بپرهیز، زیرا مکر و نیرنگ بدکاران به خودشان بازمی گردد
آنگاه پیامبر صلی الله علیه و آله نامهای را که برای مردم یمن نوشته بود،
به علی علیهالسلام داد تا برای آنها بخواند.
حضرت علی علیهالسلام با
توجه به سفارشهای پیامبر صلی الله علیه و آله عازم یمن شد. صفوف سربازان
اسلام را که تحت فرماندهی خالد بن ولید اعزام شده بودند، منظم کرد، و زمام
امور را به دست گرفت و با مردم یمن تماس حاصل نمود، و با روش منطق جلب و
جذب، با آنها برخورد نمود، و نامهی پرمهر پیامبر صلی الله علیه و آله را
برای آنها خواند. قبیلهی همدان که بزرگ ترین قبیلهی یمن بود، آن چنان
تحت تأثیر روش حضرت علی علیهالسلام و نامهی پیامبر صلی الله علیه و آله
قرار گرفقتند که همگی به اسلام گرویدند، و کمکم سایر قبایل نیز از قبیلهی
همدان پیروی کرده، و همهی مردم یمن یکپارچه به دست حضرت علی علیهالسلام
زیر پرچم اسلام آمدند؛ بی آن که از بینی یک نفر خونی ریخته شود.
وقتی
حضرت علی علیهالسلام این خبر را توسط شخصی به پیامبر صلی الله علیه و آله
رساند، آن حضرت شاد شد و سجدهی شکر به جا آورد و سپس فرمود: سلام و درود
بر مردم همدان که اسلامشان موجب اسلام همهی مردم یمن گردید.
عمرو بن
شاس میگوید: من در این سفر همراه علی علیهالسلام بودم، تصور کردم که علی
علیهالسلام نسبت به من بی مهری کرد و این موضوع در دلم مانده بود. هنگامی
که به مدینه برگشتیم، با هر کس که ملاقات کردم، بی مهری علی علیهالسلام را
بازگو نمودم، تا این که در مسجد به حضور پیامبر صلی الله علیه و آله رسیدم
و در کنارش نشستم. پیامبر صلی الله علیه و آله به من رو کرد و فرمود:ای
عمرو! مرا آزار رساندی.
گفتم: «انا لله و انا الیه راجعون» پناه میبرم
به خدا و به اسلام، از این که به رسول خدا صلی الله علیه و آله آزار
رسانده باشم. پیامبر صلی الله علیه و آله به من فرمود: من آذی علیا فقد
آذانی. هر کس که علی علیهالسلام را بیازارد، حتما مرا آزرده است. فهمیدم
که نمیبایست نسبت ناروای بیمهری علی علیهالسلام به خود را تصور کنم یا
از آن شکایت نمایم (و به مردم این مطلب را بازگو کنم) که موجب آزار علی
علیهالسلام و پیامبر علیهالسلام خواهد شد [٦] . کجا بود پیامبر صلی الله
علیه و آله تا ببیند بعد از وفاتش چه مصیبتهایی بر عترت او وارد کردند؛ از
آتش زدن در خانهی دخترش و کشتن حضرت محسن علیهالسلام و سیلی زدن به حضرت
زهرا علیهاالسلام، و حضرت علی علیهالسلام را با سر برهنه به مسجد آوردن، و
تازیانه زدن به حضرت زهرا علیهاالسلام؛ که امام صادق علیهالسلام
میفرماید: در اثر همین تازیانهها و ظلمها و اذیتها، مادرم حضرت زهرا
علیهاالسلام از دنیا رفت. حضرت موسی بن جعفر علیهالسلام میفرماید: ان
فاطمة صدیقة شهیدة [٧] .همچنین داستان میخ در و سینهی حضرت زهرا
علیهاالسلام و اذیت و آزارها تا ایام معاویه که دستور داد روی هشتاد هزار
منبر به حضرت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام سب و شتم کنند. همهی اینها
قلب نازنین پیامبر صلی الله علیه و آله را به درد آورده است. به این نکتهی
تاریخی توجه نمایید: روزی معاویه به سعد بن ابی وقاص (پدر عمر بن سعد)
گفت: چرا علی علیهالسلام را سب نمیکنی؟ (و به دستوری که دادم، عمل
نمینمایی) ؟ سعد در پاسخ گفت: من سه موضوع را که رسول خدا صلی الله علیه و
آله دربارهی علی علیهالسلام فرموده، به یاد میآورم، از این رو به آن
حضرت ناسزا نمیگویم، که اگر دارای یکی از آنها بودم، برای من بهتر از
شتران سرخ پوست حجاز بود.١. شنیدم رسول خدا صلی الله علیه و آله در بعضی از
جنگها، علی علیهالسلام را در مدینه به عنوان جانشین خود گذارد و برای
جنگ مسافرت کرد [٨] علی علیهالسلام به رسول خدا صلی الله علیه و آله عرض
کرد: آیا مرا با زنان و کودکان میگذاری و خود به میدان جنگ میروی؟ رسول
خدا صلی الله علیه و آله به علی علیهالسلام فرمود: أما ترضی أن تکون منی
بمنزلة هارون من موسی الا أنه لا نبوة بعدی. آیا خشنود نیستی که تو نسبت به
من، همچون نسبت هارون به موسی باشی، جز این که بعد از من، پیامبری نخواهد
بود؟
٢. شنیدم در جنگ خیبر، رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: فردا
پرچم را به دست شخصی میسپارم که هم او خدا و رسولش را دوست دارد، و هم خدا
و رسولش او را دوست دارند. همهی ما در انتظار بودیم ببینیم این افتخار به
چه کسی میرسد. فردای آن روز، رسول اکرم صلی الله علیه و آله پرچم را به
دست علی علیهالسلام سپرد.
٣. هنگامی که این آیه نازل شد: (انما یرید
اله لیذهب عنکم الرجس اهلالبیت و یطهرکم تطهیرا) [٩] . خداوند، فقط
میخواهد پلیدی و گناه را از شما اهلبیت دور کند و کاملا شما را پاک سازد.
رسول خدا صلی الله علیه و آله، علی علیهالسلام و فاطمه و حسن و حسین
را طلبید و گفت: خداوندا! اینها اهلبیت من هستند [١٠] . این نکتهی
تاریخی را به این کلام شریف ختم کنیم. قال رسول الله صلی الله علیه و آله:
یا علی من سبک فقد سبنی و من سبنی فقد سب الله [١١] .
یا علی! هر کس به
تو ناسزا بگوید، به من ناسزا گفته و هر کس به من ناسزا بگوید، به خدا
ناسزا گفته است. در حقیقت، معاویه و یارانش شصت سال به خدا و پیغمبر صلی
الله علیه و آله ناسزا گفتند و در زمان خلافت عمر بن عبدالعزیز به دستور وی
این سب و شتمها ممنوع شد و فدک را به فرزندان علی علیهالسلام و زهرا
علیهاالسلام برگرداندند.
ختامه مسک
قال رسول الله صلی الله علیه و
آله: ثلاثة معصومون من ابلیس و جنوده، الذاکرون الله، و الباکون من خشیة
الله، و المستغفرون بالأسحار [١٢] .
سه گروه از شیطان و یارانش در امان هستند:
١. کسانی که همیشه ذاکر و به یاد خدا هستند؛
٢. گریه کنندگان از خوف خداوند متعال؛
٣. کسانی که نیمههای شب استغفار میکنند.
(١) خصال، شیخ صدوق، ص ١٦٩، ح ٢٢٢؛ تحف العقول، ص ٣٧٦.
(٢) تحف العقول، ص ٣١٦.
(٣) مکارم الاخلاق، ج ١، ص ٢١.
(٤) من لا یحضره الفقیه، ج ٤، ص ٣٩٥، ح ٥٨٤٠؛ امالی شسخ صدوق، مجلس ٦، ح ٤؛ معانی الاخبار، ص ١٩٦، ح ١، باب الغایات.
(٥) الحدیث، ج ٢، ص ٩٣.
(٦) اعلام الوری، ج ١، صص ٢٥٨-٢٥٧؛ بحارالانوار، ج ٢١، ص ٣٦٠، باب ٣٤، ح ١؛ این حدیث را حاکم نیشابوری نیز در مستدرک، ج ٣، ص ١٢٢ آورده است.
[٧] کافی، ج ١، ص ٤٥٨؛ مولد الزهرا، ح ٢.
[٨] این داستان مربوط به غزوهی تبوک است.
[٩] احزاب، ٣٣.
[١٠] خصائص امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (للحافظ أبی عبدالرحمن نسائی) صص ٣٥-٣٣، ح ١١؛ سنن کبری - نسائی - ج ٥، ص ١٠٨، ح ٨٣٩٨.
[١١] فرائد السمطین، ج ١، صص ٣٠٢-٣٠١، ح ٢٤٠.
[١٢] ارشاد القلوب، ص ١٩٦؛ مستدرک الوسائل، ج ١٢، صص ١٤٧-١٤٦، ح ١٣٧٤٥.
منبع: وصایا الصادقین (بررسی کوتاه و ساده درباره وصیتهای امام باقر)؛ محمود شریعت زاده خراسانی؛ انتشارات خادم الرضا (ع) چاپ دوم ١٣٨٤ .