دانشنامه امام باقر علیه السلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٦١ - مرجعیت و پاسخگویی به پرسشهای مردم
مرجعیت و پاسخگویی به پرسشهای مردم
ابوبصیر میگوید: امام باقر (ع) در مسجدالحرام نشسته بود و گروه زیادی
از دوستدارانش بر گرد او حلقه زده بودند. در این هنگام طاووس یمانی به
همراه گروهی به من نزدیک شد و پرسید: آن مردم در اطراف چه کسی حلقه
زدهاند؟
گفتم: محمد بن علی بن الحسین (باقرالعلوم علیهالسلام) است که
نشسته و مردم دور او گرد آمدهاند. طاووس یمانی گفت: من نیز به او کار
داشتم. آنگاه پیش رفت، سلام کرد و نشست و گفت: آیا اجازه میدهید مطالبی را
از شما بپرسم؟ امام باقر (ع) فرمود: آری بپرس! [١] . طاووس یمانی
سؤالهایش را مطرح کرد و امام (ع) به او پاسخ بایسته را ارائه داد.
ابوحمزهی ثمالی نیز میگوید: در مسجد رسول خدا نشسته بودم که مردی پیش
آمد، سلام کرد و گفت: تو کیستی؟ به او گفتم: مردی از اهل کوفهام. چه
میخواهی و در جستجوی چه هستی؟
مرد گفت: آیا ابوجعفر، محمد بن علی (ع)
را میشناسی؟ گفتم: بلی، به آن گرامی چه کار و حاجتی داری؟ گفت: چهل مسأله
آماده کردهام تا از وی سؤال کنم و آن چه حق بود بپذیرم.
ابوحمزه میگوید: از آن مرد پرسیدم: آیا تو فرق بین حق و باطل را میدانی؟
مرد
گفت: آری... در این هنگام امام باقر (ع) وارد شد در حالی که گروهی از اهل
خراسان و مردم دیگر در اطراف وی بودند و مسایل حج را از آن حضرت
میپرسیدند.
آن مرد نیز نزدیک امام نشست و مطالب خود را با آن حضرت در
میان گذاشت و جواب لازم را دریافت داشت. [٢] . این نمونهها و موارد دیگر،
به روشنی مینمایاند که امام باقر (ع) چگونه مورد رجوع مردم بوده و به
نیازهای مختلف آنان رسیدگی میکرده است.
(١) کان ابوجعفر الباقر (ع) جالسا فی الحرم و حوله عصابة من اولیائه، اذ اقبل طاووس الیمانی فی جماعة، فقال: من صاحب الحلقة؟ قیل: محمد بن علی... قال: ایاه اردت، فوقف علیه و سلم و جلس ثم قال: اتأذن لی فی السؤال؟ فقال الباقر (ع) قد اذناک فسل قال... بحار ٤٦ / ٣٥٥.
[٢] عن ابیحمزة الثمالی قال: کنت جالسا فی مسجد رسول الله (ص) اذ اقبل رجل فسلم فقال من انت یا عبدالله... بحار ٤٦ / ٣٥٧.
منبع: امام باقر جلوه امامت در افق دانش؛ گروه تاریخ اسلام؛ آستان قدس رضوی چاپ دوم ١٣٧٥.