دانشنامه امام باقر علیه السلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٧ - امام باقر، در آینه اندیشه ها
امام باقر، در آینه اندیشه ها
آفتاب اگر هزاران منکر داشته باشد، چون میدرخشد و روشنی میدهد و گرما
میبخشد، خود بهترین گواه و مؤید ارزشهای خویش است. آنان که چشم فرو بسته و
سر در حفرهی تعصب فرو بردهاند، خود را از فیض آفتاب محروم کردهاند، و
آنان که آینهی اندیشه در برابر درخشش آن واداشتهاند، خود نور یافته و به
چشمهی خورشید راه جستهاند.
امام باقر (ع) از جمله چهرههای درخشانی
است که هر بینای محقق و اندیشمندی را به تعظیم و تکریم ارزشهای خویش
واداشته است. ستایشگران او، تنها شیعیان و پیروان وی نبودهاند، بلکه
بسیاری از آنان که راه امامیه را باور نداشته و بر بینش شیعه دربارهی
خلفا، نقدهای شدید و تندی نوشتهاند، زمانی که با چهرهی روشن و
انکارناپذیر علمی و عملی باقرالعلوم (ع) مواجه شدهاند، لب به تحسین و
ستایش گشودهاند.
این ستایشها از سوی منکران امامیه و شیعه و حتی
متعصبترین آنان که لعن و طعن بر شیعه را ضروری میشمردهاند، نشان میدهد
که جایگاه علمی و عملی امام باقر (ع) در جهان اسلام به حدی بارز و متعالی
است، که قابل چشم پوشی نبوده و نیست. از سوی دیگر نشان میدهد که تعظیم و
تکریم شیعه نسبت به آن حضرت، ناشی از تعصب و فرقهگرایی نمیباشد. بر این
اساس، جا دارد که نخست به طرح آرای اهل سنت بپردازیم؛ زیرا:
بهتر آن باشد که سر دلبران
گفته آید از زبان دیگران
- حافظ ابونعیم احمد بن عبدالله اصفهانی (م ٤٣٠ ه) در کتاب حلیة الاولیاء و طبقات الاوصیاء مینویسد:
از
جمله شخصیتهای مورد استناد و اتکا در منابع حدیثی ابوجعفر محمد بن علی
الباقر است. او از خاندان نبوت بود و میان موقعیت والای دینی و جایگاه رفیع
اجتماعی جمع کرده و در زمینهی رخدادها و مسایل مستحدثه و نیز موضوعات
خطیر و مهم صاحبنظر بود. در راستای بندگی و عبادت خدا اشکها ریخت و از
مراء و درگیریهای لفظی و برتری جویانه باز میداشت [١] .
- علامه سبط ابنجوزی (م ٥٩٧ ه) در کتاب التذکرة مینویسد:
او
(ابوجعفر محمدالباقر) شخصیتی دانشمند و عابد و مورد اطمینان بود که
پیشوایان اهل سنت، مانند ابوحنیفه و غیر او، از وی حدیث نقل کردهاند [٢] .
- ابنکثیر (م ٧٧٤ ه) در کتاب البدایة و النهایة مینویسد:
او
محمد بن علی بن حسین بن علی بن ابیطالب، ابوجعفر الباقر است. مادرش ام
عبدالله دختر حسن بن علی میباشد. وی از تابعان والامقام و بسیار بلند
مرتبه و یکی از شخصیتهای بارز امت اسلامی در جنبهی علم و عمل و سیادت و
شرف، بشمار میآید. او از جمله ائمهی دوازدهگانهای است که شیعه به امامت
آنان اعتقاد دارد.. [٣] .
- شمس الدین محمد بن احمد بن عثمان ذهبی (م
٧٤٨ ه) در کتاب سیر اعلام النبلاء مینویسد: ابوجعفر محمد بن علی، جامع علم
و عمل و سیادت و شرف و وثاقت و متانت بود و شایستگی خلافت رسول الله را
داشت، او یکی از ائمه دوازده گانهی مورد تکریم شیعهی امامیه است و آنان
قایل به عصمت وی میباشند و شناخت او را نسبت به همهی معارف دینی باور
دارند... [٤] .
- ابنصباغ مالکی (م ٨٥٥ ه) در کتاب الفصول المهمة مینویسد:
اهل
دانش دربارهی محمد بن علی بن الحسین گفتهاند که او شکافندهی دانش و
جامع و گسترش دهندهی علم و بالا برندهی مرتبهی معارف در جامعهی خویش
است. قلبش پاکیزه و عملش بالنده و منزه و نفسش طاهر و اخلاقش شریف بود، و
عمرش را در اطاعت خداوند متعال به پایان رسانید و به عالیترین درجات تقوا
راه یافت. صاحب ارشاد [٥] دربارهی او گفته است: تنها محمد بن علی الباقر
از میان برادرانش، جانشین وصی پدر و قائم به امر امامت بود، و بر دیگران از
جهت فضل و دانش و زهد و
سیادت برتری داشت... [٦] . - محمد امین سویدی
(م ١٢٤٦ ه) در کتاب سبائک الذهب مینویسد: معارفی که از سوی ابوجعفر الباقر
در زمینهی علوم دین و سنن و سیرهها و فنون ادب در میان جامعهی اسلامی
ظاهر گشت از هیچ یک از فرزندان حسین (ع) آشکار نشد. مناقب و ارزشهای شخصیت
وی بسیار است که کتابی چون سبائک مجال و گنجایش طرح همهی آنها را ندارد.
[٧] . - احمد بن حجر الهیتمی المکی (م ٩٧٤ ه) در کتاب الصواعق المحرقة
مینویسد:
او باقرالعلم و جامع و گسترش دهنده و بر افرازندهی پرچم
دانش است، قلبش مصفا و علم و عملش پاکیزه و بالنده و نفسش طاهر بود... در
مقامات عارفان حایز جایگاهی است که زبان از توصیف آن ناتوان است. در
زمینهی سلوک و معارف، از او کلمات بسیاری رسیده که طرح آنها فرصتی گسترده
میطلبد. [٨] . - خیرالدین زرکلی (از نویسندگان معاصر) در کتاب الاعلام
مینویسد: ابوجعفر الباقر پنجمین امام از ائمهی دوازدهگانهی شیعه امامیه
است. وی فردی پارسا و عابد و در زمینهی تفسیر و دیگر زمینههای علمی صاحب
نظر بود. [٩] .
- محمد بن عبدالفتاح الحنفی (م ١٢٦٦ ه) در کتاب جوهرة الکلام آورده است:
محمد
بن علی بن حسین بن ابیطالب (ع) است که باقر نامیده شد. واژهی باقر در
لغت به معنای شکافندهی زمین به منظور آشکار ساختن گنجها و پنهانیهای آن
است. وی را از آن جهت باقر نامیدند که گنجهای پنهان معارف و حقایق احکام و
حکمت و لطایف را ظاهر میساخت. این نکتهای است واضح که جز بر کوردلان
مخفی نخواهد بود... [١٠] .
- بیانی معروف و مشهور از عبدالله بن عطاء
نقل شده است که بسیاری از مورخان و محققان بدان اشاره کردهاند. عبارت وی
چنین است: هرگز ندیدم که دانشمندان در برابر کسی حقیر و کممایه بنمایند،
آن گونه که در برابر باقرالعلوم، کوچک و کم دانش به نظر میرسیدند. [١١] .
در برخی از تعبیرهای این روایت آمده است:
حکم
بن عیینه با این که فردی مسن و جلیل القدر بود، وقتی در مقابل باقرالعلوم
(ع) قرار میگرفت، مانند کودکی مینمود که در برابر معلم زانو زده، در حال
فراگیری دانش باشد. [١٢] .
این بیانها، گوشهای است از آن چه مورخان و محققان اهل سنت دربارهی شخصیت امام باقر (ع) آوردهاند. [١٣] .
نکتهای
که شایان توجه است و نباید آن را از نظر دور داشت، این است که بینش خاص
امام باقر (ع) و سایر ائمه معصومین (ع) دربارهی خلافت و وصایت و تفاوت
آرای ایشان در مسایل شرعی و عقیدتی با بسیاری از مذاهب اهل سنت، خلفا و
علمای زمان خویش، همواره از عواملی بوده است که منکران امامت ایشان، شخصیت
واقعی آنان را نادیده گرفته و با سکوت از کنار آن گذاشتهاند، اما با این
وصف، میبینیم که مراتب عالی علمی و عملی امام باقر (ع) در حدی بوده است که
حتی منکران مقام امامت و ولایت، با همهی تلاشی که در باطل ساختن بینش و
عقاید امامیه به خرج میدادهاند، از مدح و ستایش ایشان لب فرو نبسته و به
علم و تقوای عالی آن امام اذعان داشتهاند، ولی نباید انتظار داشت که آنان
حق مطلب را در این زمینه ادا کرده و تمام مطلب را گفته باشند؛ زیرا باورهای
عقیدتی آنان و دلبستگی ایشان به یکی از مذاهب اربعه، خواه ناخواه بر
بینشهای تاریخی و داوریهای آنان نسبت به شخصیتهای علمی و دینی تأثیر
میگذارد. به عنوان نمونه باید اشاره کرد به ابنسعد (م ٢٣٠ ه) که در کتاب
الطبقات الکبری مینویسد: ابونعیم الفضل بن دکین، گفته است: ابوجعفر محمد
بن علی... کان ثقة کثیر العلم والحدیث و لیس یروی عنه من یحتج به. [١٤] .
ابنسعد در حالی این مطالب را نوشته است که اولا کرسی تدریس امام باقر (ع)
از نظر گستردگی کمنظیر بوده است، و ثانیا بسیاری از اصحاب و شاگردان و
راویان احادیث آن حضرت، از چهرههای مشهور و شناخته شده و معتبر رجال حدیث
میباشند. در میان آن چهرهها، کسانی را میتوان دید که مورد اعتماد و قبول
عامهی اهل سنت نیز میباشند، از آن جمله:
- عمر بن دینار (م ١١٥ ه)، از رجال صحاح سته.
- عبدالرحمن بن عمر الاوزاعی (م ١٥٧ ه)، از رجال صحاح سته.
- عبدالملک بن عبدالعزیز (م ١٥٠ ه)، کتب ششگانهی صحاح اهل سنت به روایت وی احتجاج کردهاند.
- قرة بن خالد السدوسی (م ١٥٤ ه).
- محمد بن المنکدر (م ١٣٣ ه)، ذهبی دربارهی او گفته است: همگان بر تقدم و ثقه بودن وی اجماع دارند.
-
یحیی بن کثیر (م ١٢٩ ه)، او از رجال صحاح سته و از شخصیتهای مشهور رجالی و
حدیثی است. کتاب طبقات الحفاظ دربارهی او آورده است: یحیی بن کثیر، فردی
ثقة است که جز از افراد موثق نقل حدیث نمیکند. [١٥] .
- الزهری (م ١٢٤ ه)، که مالک بن انس، سفیان بن عیینه و اوزاعی و... از او حدیث نقل کردهاند.
- ربیعة بن عبدالرحمن (م ١٣٦ ه)، از بزرگان شیوخ مالک بن انس.
-
عبدالله بن ابیبکر (م ١٣٥ ه)، نسائی دربارهی وی گفته است که او ثقه و
دارای قدرت ثبت و حفظ حدیث بوده است، و ابنسعد دربارهی او گوید: ثقه است و
روایات فراوان دارد. [١٦] .
و جز اینان، راویان مشهور و مورد اعتماد
فراوانی از امام باقر (ع) نقل حدیث کردهاند که از رجال صحاح سته بشمار
میآیند و کتابهای معتبر اهل سنت به روایات آنان استناد جسته و اعتماد
نمودهاند. [١٧] .
با این بیان، آشکار میگردد که سخن ابنسعد در کتاب
الطبقات الکبری سخنی است بیدلیل، بلکه مخالف واقعیتهایی است که خود
بدانها اعتراف دارد.
بیشک، آنچه سبب شده تا ابنسعد شاگردان و اصحاب
امام باقر (ع) را در میدان اعتبار و حجیت سخن، کم بها جلوه دهد، چیزی جز
موضعگیری فکری یا سیاسی در قابل بینش امامیه نبوده است؛ زیرا برای مخدوش
ساختن یک بینش و اندیشه، معمولا صاحب اندیشه و بانی آن را زیر سؤال
میبرند، و زمانی که شخصیت وی، خدشهناپذیر باشد، شاگردان و اصحاب او را،
که مبلغ افکار و ترویج دهندهی آرای او میباشند به گونهای از اعتبار
میاندازند.
به هر حال، با شرایط فکری حاکم بر نظام سیاسی و محافل علمی
اعصار پیشین، جز این هم انتظار نمیتوان داشت. ولی آنچه هم اکنون از
الطبقات الکبری نقل کردیم، گواهی است بر صدق سخن پیشین ما، که به حق درخشش
انکارناپذیر سیمای معصومین و اهل البیت (ع)، تا بدان جا بوده که منکران
افکار و عقاید و مخالفان مشی سیاسی و عقیدتی آنان نیز، نتوانستهاند آن
جلوهها را نادیده گرفته، لب فرو بندند!
(١) حلیة الاولیاء ٣ / ١٨٠.
(٢) التذکرة ٣٤٧.
(٣) البدایة والنهایة ٩ / ٣٠٩.
(٤) سیر اعلام النبلاء ٤ / ٤٠١.
(٥) منظور ابنصباغ مالکی از «صاحب ارشاد» شیخ مفید میباشد که در ج ٢، ص ١٥٥ کتاب الارشاد به مطلب یاد شده تصریح کرده است.
(٦) الفصول المهمة ٢١١-٢١٠. نظیر این بیان را محمد بن طلحة القرشی العدوی الشافعی در کتاب مطالب السؤول ٢ / ٥٠ آورده است.
(٧) سبائک الذهب ٧٤.
(٨) الصواعق المحرقة ٢١٠. نظیر این سخن را المناوی در کتاب الکواکب الدریة ١ / ١٦٤ آورده است.
(٩) اعلام ٣ / ٩٣٢.
(١٠) جوهرة الکلام ١٣٥-١٣٢.
(١١) مرآة الجنان ١ / ٢٤٨؛ روض الریاحین، عبدالله بن اسعد الیافعی ٥٧؛ شذرات الذهب ١ / ١٤٩.
(١٢) حلیة الاولیاء ٣ / ١٨٦.
(١٣) برای اطلاع از منابع و نقلهای فزونتر مراجعه شود به: وفیات الاعیان ٣ / ٣١٤؛ تذکرة الحفاظ ١ / ١١٧؛ الوافی بالوفیات ٤ / ١٠٢؛ اخبار الدول ١١١؛ شرح الشفا للخفاجی ١ / ٢٩٢؛ اسعاف الراغبین ٢٢٩؛ الروضة الندیة ١٢؛ جامع کرامات الاولیاء ١ / ٩٧.
[١٤] الطبقات الکبری ٥ / ٣٢٤.
[١٥] طبقات الحفاظ ١ / ١٣١.
[١٦] تهذیب التهذیب ٥ / ١٦٤.
[١٧] برای اطلاع بیشتر رجوع شود به: الامام الصادق والمذاهب الاربعة (٢ - ١) / ٤٤٠ - ٤٥٠.
منبع: امام باقر جلوه امامت در افق دانش؛ گروه تاریخ اسلام؛ آستان قدس رضوی چاپ دوم ١٣٧٥.