توضيح المسائل - خمینی، روح الله - الصفحة ٣٢٥
احكام عاريه مسأله ٢٣٤٤ - عاريه آن است كه انسان مال خود را به ديگرى بدهد كه از آن استفاده كند و در عوض، چيزى هم از او نگيرد.
مسأله ٢٣٤٥ - لازم نيست در عاريه صيغه بخوانند، و اگر مثلا لباس را به قصد عاريه به كسى بدهد و او به همين قصد بگيرد عاريه صحيح است.
مسأله ٢٣٤٦ - عاريه دادن چيز غصبى و چيزى كه مال انسان است ولى منفعت آن را به ديگرى واگذار كرده مثلا آن را اجاره داده، در صورتى صحيح است كه مالك چيز غصبى يا كسى كه آن چيز را اجاره كرده بگويد به عاريه دادن راضى هستم.
مسأله ٢٣٤٧ - چيزى را كه منفعتش مال انسان است مثلا آن را اجاره كرده مىتواند عاريه بدهد. ولى اگر در اجاره شرط كرده باشد كه خودش از آن استفاده كند، نمىتواند آن را به ديگرى عاريه دهد.
مسأله ٢٣٤٨ - اگر ديوانه و بچه مال خود را عاريه بدهند صحيح نيست، اما اگر ولى بچه بنابر مصلحت عاريه دهد و نيز بچه با اذن ولى عاريه دهد اشكال ندارد.
مسأله ٢٣٤٩ - اگر در نگهدارى چيزى كه عاريه كرده كوتاهى نكند و در استفاده از آن هم زيادهروى ننمايد و اتفاقا آن چيز تلف شود ضامن نيست، ولى چنانچه شرط كنند كه اگر تلف شود عاريه كننده ضامن باشد، يا چيزى را كه عاريه كرده طلا و نقره باشد، بايد عوض آن را بدهد.
مسأله ٢٣٥٠ - اگر طلا و نقره را عاريه نمايد و شرط كند كه اگر تلف شود ضامن نباشد، چنانچه تلف شود ضامن نيست.
مسأله ٢٣٥١ - اگر عاريه دهنده بميرد، عاريه گيرنده بايد چيزى را كه عاريه كرده به