توضيح المسائل - خمینی، روح الله - الصفحة ٣٢١
احكام كفالت مسأله ٢٣٢٢ - كفالت آن است كه انسان ضامن شود كه هر وقت طلبكار بدهكار را خواست، به دست او بدهد و همچنين اگر كسى بر ديگرى حقى داشته باشد يا ادعاى حقى كند كه دعواى او قابل قبول باشد چنانچه انسان ضامن شود كه هر وقت صاحب حق يا مدعى طرف را خواست بدست او بدهد عملش را كفالت و به كسى كه اين طور ضامن مىشود كفيل مىگويند.
مسأله ٢٣٢٣ - كفالت در صورتى صحيح است كه كفيل به هر لفظى اگر چه عربى نباشد به طلبكار بگويد كه من ضامنم هر وقت بدهكار خود را بخواهى به دست تو بدهم و طلبكار هم قبول نمايد.
مسأله ٢٣٢٤ - كفيل بايد مكلف و عاقل باشد و او را در كفالت مجبور نكرده باشند و بتواند كسى را كه كفيل او شده حاضر نمايد.
مسأله ٢٣٢٥ - يكى از هفت چيز، كفالت را به هم مىزند: اول كفيل بدهكار را بدست طلبكار بدهد، دوم طلب طلبكار داده شود. سوم طلبكار از طلب خود بگذرد، چهارم بدهكار بميرد. پنجم طلبكار كفيل را از كفالت آزاد كند. ششم كفيل بميرد. هفتم كسى كه صاحب حق است بوسيله حواله يا طور ديگرى حق خود را به ديگرى واگذار نمايد.
مسأله ٢٣٢٦ - اگر كسى به زور بدهكار را از دست طلبكار رها كند، چنانچه طلبكار دسترسى به او نداشته باشد، كسى كه بدهكار را رها كرده، بايد او را بدست طلبكار بدهد.