توضيح المسائل - خمینی، روح الله - الصفحة ٢٦٢
مستحق حاضر نبوده چيزى بر او واجب نيست و اگر مستحق حاضر بوده، بنابر احتياط واجب بايد عوض آن را بدهد.
مسأله ١٩٦٥ - اگر زكات را از خود مال كنار بگذارد، مىتواند در بقيه آن تصرف كند و اگر از مال ديگرش كنار بگذارد، مىتواند در تمام مال تصرف نمايد.
مسأله ١٩٦٦ - انسان نمىتواند زكاتى را كه كنار گذاشته براى خود بردارد و چيز ديگرى به جاى آن بگذارد.
مسأله ١٩٦٧ - اگر از زكاتى كه كنار گذاشته منفعتى ببرد مثلا گوسفندى كه براى زكات گذاشته بره بياورد، مال فقير است.
مسأله ١٩٦٨ - اگر موقعى كه زكات را كنار مىگذارد مستحقى حاضر باشد، بهتر است زكات را به او بدهد، مگر كسى را در نظر داشته باشد كه دادن زكات به او از جهتى بهتر باشد.
مسأله ١٩٦٩ - اگر با عين مالى كه براى زكات كنار گذاشته براى خودش تجارت كند صحيح نيست، و اگر با اجازه حاكم شرع براى مصلحت زكات تجارت كند، تجارت صحيح و نفعش مال زكات است.
مسأله ١٩٧٠ - اگر پيش از آن كه زكات بر او واجب شود، چيزى بابت زكات به فقير بدهد، زكات حساب نمىشود و بعد از آن كه زكات بر او واجب شد. اگر چيزى را كه به فقير داده از بين نرفته باشد و آن فقير هم به فقر خود باقى باشد مىتواند چيزى را كه به او داده بابت زكات حساب كند.
مسأله ١٩٧١ - فقيرى كه مىداند زكات بر انسان واجب نشده، اگر چيزى زكات بگيرد و پيش از او تلف شود ضامن است پس موقعى كه زكات بر انسان واجب مىشود، اگر آن فقير به فقر خود باقى باشد، مىتواند عوض چيزى را كه به او داده بابت زكات حساب كند.
مسأله ١٩٧٢ - فقيرى كه نمىداند زكات بر انسان واجب نشده، اگر چيزى بابت زكات بگيرد و پيش او تلف شود، ضامن نيست و انسان نمىتواند عوض آن را بابت زكات حساب كند.
مسأله ١٩٧٣ - مستحب است زكات گاو و گوسفند و شتر را به فقيرهاى آبرومند بدهد و در دادن زكات، خويشان خود را بر ديگران، و اهل علم و كمال را بر غير آنان و كسانى را كه اهل سئوال نيستند بر اهل سئوال مقدم بدارد. ولى اگر دادن زكات به فقيرى از