توضيح المسائل - خمینی، روح الله - الصفحة ٣٨٢
اگر خودش نمىتواند بدهد، يا موقع دادن بدهى او نرسيده، بايد وصيت كند و بر وصيت شاهد بگيرد، ولى اگر بدهى او معلوم باشد، و اطمينان دارد كه ورثه مىپردازند وصيت كردن لازم نيست.
مسأله ٢٧٠١ - كسى كه نشانههاى مرگ را در خود مىبيند، اگر خمس و زكات و مظالم بدهكار است بايد فورا بدهد و اگر نمىتواند چنانچه از خودش مال دارد، يا احتمال مىدهد كسى آنها را ادا نمايد، بايد وصيت كند و همچنين است اگر حج بر او واجب باشد.
مسأله ٢٧٠٢ - كسى كه نشانههاى مرگ را در خود مىبيند، اگر نماز و روزه قضا دارد، بايد وصيت كند كه از مال خودش براى آنها اجير بگيرند، بلكه اگر مال نداشته باشد ولى احتمال بدهد كسى بدون آن كه چيزى بگيرد آنها را انجام مىدهد، باز هم واجب است وصيت نمايد، و اگر قضاى نماز و روزه او به تفصيلى كه در صفحه ١٨٩ و ١٩٠ گفته شد، بر پسر بزرگترش واجب باشد، بايد به او اطلاع دهد يا وصيت كند كه براى او بجا آوردند.
مسأله ٢٧٠٣ - كسى كه نشانههاى مرگ را در خود مىبيند، اگر مالى پيش كسى دارد يا در جائى پنهان كرده است كه ورثه نمىدانند، چنانچه بواسطه ندانستن، حقشان از بين برود، بايد به آنان اطلاع دهد و لازم نيست براى بچههاى صغير خود قيم و سرپرست معين كند، ولى در صورتى كه بدون قيم مالشان از بين مىرود، يا خودشان ضايع مىشوند، بايد براى آنان قيم امينى معين نمايد.
مسأله ٢٧٠٤ - وصى بايد مسلمان و بالغ و عاقل و مورد اطمينان باشد.
مسأله ٢٧٠٥ - اگر كسى چند وصى براى خود معين كند، چنانچه اجازه داده باشد كه هر كدام به تنهائى به وصيت عمل كنند. لازم نيست در انجام وصيت از يكديگر اجازه بگيرند و اگر اجازه نداده باشد، چه گفته باشد كه همه با هم به وصيت عمل كنند، يا نگفته باشد، بايد با نظر يكديگر به وصيت عمل نمايند، و اگر حاضر نشوند كه با يكديگر به وصيت عمل كنند، و در تشخيص مصلحت اختلاف داشته باشند در صورتى كه تأخير و مهلت دادن علت شود كه عمل به وصيت معطل بماند، حاكم شرع آنها را مجبور مىكند كه تسليم نظر كسى شوند كه صلاح را تشخيص دهد و اگر اطاعت نكنند، به جاى آنان ديگران را معين مىنمايد و اگر يكى از آنان قبول نكرد يك نفر ديگر را بجاى او تعيين مىنمايد.
مسأله ٢٧٠٦ - اگر انسان از وصيت خود برگردد مثلا بگويد ثلث مالش را به كسى بدهند، بعد بگويد به او ندهند وصيت باطل مىشود، و اگر وصيت خود را تغيير دهد، مثل آن كه قيمى براى بچههاى خود معين كند بعد ديگرى را به جاى او قيم نمايد، وصيت اولش