توضيح المسائل - خمینی، روح الله - الصفحة ٢٤٧
خرما قدرى خشك شد كه به او تمر مىگويند زكات آن واجب مىشود. ولى وقت دادن زكات در گندم و جو موقع خرمن شدن و جدا كردن كاه آنها و در خرما و كشمش موقعى است كه خشك شده باشند.
مسأله ١٨٥٩ - اگر موقع واجب شدن زكات گندم و جو و كشمش و خرما كه در مسأله پيش گفته شد، صاحب آنها بالغ باشد، بايد زكات آنها را بدهد.
مسأله ١٨٦٠ - اگر صاحب گاو و گوسفند و شتر و طلا و نقره در تمام سال ديوانه باشد، زكات بر او واجب نيست. ولى اگر در مقدارى از سال ديوانه باشد و در آخر سال عاقل گردد چنانچه ديوانگى او بقدرى كم باشد كه مردم بگويند در تمام سال عاقل بوده بنابر احتياط زكات بر او واجب است.
مسأله ١٨٦١ - اگر صاحب گاو و گوسفند و شتر و طلا و نقره در مقدارى از سال مست يا بيهوش شود، زكات از او ساقط نمىشود. و هم چنين است اگر موقع واجب شدن زكات گندم و جو و خرما و كشمش مست يا بيهوش باشد.
مسأله ١٨٦٢ - مالى را كه از انسان غصب كردهاند و نمىتواند در آن تصرف كند زكات ندارد. و نيز اگر زراعتى را از او غصب كنند و موقعى كه زكات آن واجب مىشود، در دست غصب كننده باشد، موقعى كه به صاحبش برمىگردد زكات ندارد.
مسأله ١٨٦٣ - اگر طلا و نقره يا چيز ديگرى را كه زكات آن واجب است قرض كند و يك سال نزد او بماند، بايد زكات آن را بدهد و بر كسى كه قرض داده چيزى واجب نيست.
زكات گندم و جو و خرما و كشمش مسأله ١٨٦٤ - زكات گندم و جو و خرما و كشمش وقتى واجب مىشود كه به مقدار نصاب برسند و نصاب آنها ٢٨٨ من تبريز و ٤٥ مثقال كم است كه ٢٠٧ / ٨٤٧ كيلوگرم مىشود چون كه نظر اهل فن مختلف است اقرب اين است كه مقدار نصاب ١٩٣ / ٨٤٩ كيلوگرم است و احتياط اين است كه مقدار كمتر را ملاحظه نمايند.
مسأله ١٨٦٥ - اگر پيش از دادن زكات از انگور و خرما و جو و گندمى كه زكات آنها واجب شده خود و عيالاتش بخورند، يا مثلا به فقير بدهد، زكات مقدارى را كه مصرف كرده واجب نيست.
مسأله ١٨٦٦ - اگر بعد از آن كه زكات گندم و جو و خرما و انگور واجب شد مالك آن