تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥٩ - تفسير عقايد و كارهاى مشركان
" اما ناگهان طوفان شديد و كوبندهاى مىوزد، و امواج از هر سو به طرف آنها هجوم مىآورد، آن چنان كه مرگ را با چشم خود مىبينند و دست از زندگانى مىشويند" (جاءَتْها رِيحٌ عاصِفٌ وَ جاءَهُمُ الْمَوْجُ مِنْ كُلِّ مَكانٍ وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ أُحِيطَ بِهِمْ).
درست در چنين موقعى به ياد خدا مىافتند" و او را از روى اخلاص مىخوانند و آئين خود را براى او از هر گونه شرك و بت پرستى خالص مىكنند"! (دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ).
در اين هنگام دست به دعا بر مىدارند و مىگويند:" خداوندا! اگر ما را از اين مهلكه رهايى بخشى سپاسگزار تو خواهيم بود" نه ستم مىكنيم و نه به غير تو روى مىآوريم (لَئِنْ أَنْجَيْتَنا مِنْ هذِهِ لَنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرِينَ).
ولى" اى مردم بدانيد هر گونه ظلم و ستمى مرتكب شويد و هر انحرافى از حق پيدا كنيد زيانش متوجه خود شما است" (يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّما بَغْيُكُمْ عَلى أَنْفُسِكُمْ).
آخرين كارى كه مىتوانيد انجام دهيد اين است كه" چند روزى از متاع زندگى دنيا بهرهمند شويد" (مَتاعَ الْحَياةِ الدُّنْيا) [١]" سپس بازگشت شما به سوى ما است" (ثُمَّ إِلَيْنا مَرْجِعُكُمْ).
" آن گاه ما شما را از آنچه انجام مىداديد آگاه خواهيم ساخت
[١]- كلمه" متاع" منصوب به فعل مقدرى است، و در اصل تتمتعون متاع الحياة الدنيا بوده است.