تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٠ - در اينجا به دو نكته بايد توجه كرد
واقعيت مىكند كه امكانات اقتصادى و نيروهاى انسانى در دست افراد ناصالح نه تنها سعادت آفرين نيست، بلكه غالبا مايه دردسر و بلا و بدبختى است، زيرا چنين اشخاصى نه اموال خود را به مورد مصرف مىكنند، تا از آن بهره مفيد و سازندهاى بگيرند، و نه فرزندان سر براه و با ايمان و تربيت يافتهاى دارند كه مايه روشنى چشم آنان و حل مشكلات زندگانيشان گردد، بلكه اموالشان غالبا در راه هوسهاى كشنده و سركش، و توليد فساد، و تحكيم پايههاى ظلم مصرف مىگردد، و مايه غفلت آنها از خدا و مسائل اساسى زندگى است و فرزندانشان هم در خدمت ظالمان و فاسدان قرار مىگيرند، و مبتلا به انواع انحرافهاى اخلاقى مىشوند، و سرانجام دردسر آفرين خواهند بود.
منتها براى كسانى كه ثروت و نيروى انسانى را اصيل مىپندارند و چگونگى مصرف آن، براى آنها مطرح نيست، زندگانى اينگونه اشخاص دورنماى دل- انگيزى دارد، اما اگر به متن زندگيشان نزديكتر شويم و به اين حقيقت نيز توجه كنيم كه چگونگى بهرهبردارى از اين امكانات مطرح است تصديق خواهيم كرد كه هرگز افراد خوشبختى نيستند.
١- در باره شان نزول آيه نخست روايات متعددى وارد شده است، كه خالى از اختلاف نيست.
از بعض از اين روايات استفاده مىشود كه پيامبر ص هنگامى كه عبد اللَّه بن ابى (منافق مشهور) از دنيا رفت بر او نماز گزارد، و كنار قبر او ايستاد و دعا كرد، حتى پيراهن خود را به عنوان كفن بر او پوشانيد، سپس آيه فوق نازل شد و پيامبر ص را از تكرار اين كار نهى كرد.
در حالى كه از بعضى ديگر از روايات برمىآيد كه پيامبر ص تصميم