تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤٦ - تفسير
دهم" (قُلْ ما يَكُونُ لِي أَنْ أُبَدِّلَهُ مِنْ تِلْقاءِ نَفْسِي) [١] سپس براى تاكيد اضافه مىكند" من فقط پيروى از چيزى مىكنم كه بر من وحى مىشود" (إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا ما يُوحى إِلَيَ).
نه تنها نمىتوانم تغيير و تبديلى در اين وحى آسمانى بدهم، بلكه" اگر كمترين تخلفى از فرمان پروردگارم بكنم، از مجازات آن روز بزرگ (رستاخيز) مىترسم" (إِنِّي أَخافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ).
به دليل اينكه" سالها پيش از اين در ميان شما زندگى كردم" و هرگز اين گونه سخنان را از من نشنيدهايد، اگر آيات از ناحيه من بود لا بد در اين مدت چهل سال از فكر من بر زبانم جارى مىشد و حد اقل گوشهاى از آن را بعضى از من شنيده بودند (فَقَدْ لَبِثْتُ فِيكُمْ عُمُراً مِنْ قَبْلِهِ).
آيا مطلبى را به اين روشنى درك نمىكنيد (أَ فَلا تَعْقِلُونَ).
[١] كلمه تلقاء مصدر يا اسم مصدر است و به معنى مقابله و محاذات آمده و در آيه و مانند آن به معنى ناحيه و نزد مىآيد يعنى من از ناحيه و از نزد خودم نمىتوانم آن را تغيير دهم.