تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٩ - تفسير منافقان كم ظرفيتند
در حالى كه او نه مفهوم" جزيه" را فهميده بود، و نه مفهوم زكات را، و يا فهميده بود اما دنيا پرستى اجازه بيان حقيقت و اظهار حق به او نميداد، بهر حال هنگامى كه پيامبر ص سخن او را شنيد فرمود: يا ويح ثعلبه! يا ويح ثعلبه!" واى بر ثعلبه اى واى بر ثعلبه"! و در اين هنگام آيات فوق نازل شد.
شان نزولهاى ديگرى نيز براى آيات فوق نقل شده كه كم و بيش با داستان ثعلبه مشابه است، و از مجموع شان نزولهاى فوق، و مضمون آيات، چنين استفاده مىشود كه شخص يا اشخاص مزبور در آغاز در صف منافقان نبودند، ولى به خاطر همين گونه اعمال به آنها پيوستند.
تفسير: منافقان كم ظرفيتند
اين آيات، در حقيقت روى يكى ديگر از صفات زشت منافقان انگشت مىگذارد و آن اينكه: به هنگام ضعف و ناتوانى و فقر و پريشانى، چنان دم از ايمان مىزنند كه هيچكس باور نمىكند آنها روزى در صف منافقان قرار گيرند، و حتى شايد آنهايى را كه داراى امكانات وسيع هستند مذمت مىكنند كه چرا از امكاناتشان به نفع مردم محروم استفاده نمىكنند؟
اما همين كه خودشان به نوايى برسند چنان دست و پاى خود را گم كرده و غرق دنيا پرستى مىشوند كه همه عهد و پيمانهاى خويش را با خدا به دست فراموشى مىسپارند، گويا به كلى تغيير شخصيت داده، و درك و ديد ديگرى پيدا مىكنند، و همين كم ظرفيتى كه نتيجهاش دنيا پرستى و بخل و امساك و خود خواهى است روح نفاق را چنان در آنان متمركز مىسازد كه راه بازگشت را به روى آنان مىبندد! در آيه نخست مىگويد:" بعضى از منافقان كسانى هستند كه با خدا پيمان