ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٣٣٠ - گفتارى بيرونى و مسعودى در باره عقائد ستاره پرستان، بت پرستان و صابئين
طور كلى انوار را تعظيم مىكنند. از جمله آثار باستانى صابئين يكى گنبدى است كه بالاى محراب مقصوره جامع دمشق ساختهاند، چون اين محل نمازگاه صابئين بوده. يونانىها و رومىها نيز بر اين كيش بودهاند. مسجد مذكور در اثر تحولات تاريخى از دست صابئين درآمد و به دست يهود و پس از يهود به دست نصارا افتاد و آن را كليساى خود قرار دادند، تا آنكه اسلام ظهور نمود و مسلمين بر دمشق مسلط شده و اين بناى تاريخى را مسجد خود كردند.
و به طورى كه ابو معشر بلخى در كتاب خود نوشته: صابئين هيكلهايى به اسماء آفتاب داشتهاند، مانند هيكل بعلبك كه براى صنم شمس و قران كه براى صنم قمر ساخته شده بود و شكل طيلسان را داشته[١]. در نزديكىهاى دمشق دهى است به نام سلمسين كه معلوم مىشود اسم قديمى اين محل صنم سين يعنى بت ماه بوده، و نيز دهى ديگر است بنام ترع عوز يعنى دروازه زهره.
و به طورى كه مورخين مىنويسند حتى بتهاى خانه كعبه هم از آن صابئين بوده، و مردم مكه در آن روزها در شمار صابئين و ستارهپرست بودهاند، و بت لات به اسم زحل و بت عزى به اسم زهره بوده[٢].
مسعودى مىنويسد كه: مذهب صابئيت در حقيقت تكاملى از بتپرستى بوده، چون ريشه اين دو كيش يكى است، و چه بسا كه بسيارى از بتپرستان نيز مجسمه خورشيد، ماه و ساير ستارگان را مىپرستيدند، و با پرستش آنها به الههاى هر يك از آنها و به واسطه آن الهها به اله آلهه تقرب مىجستند[٣].
و نيز مىگويد: بسيارى از اهل هند و چين و طوائفى ديگر بودند كه خداى عز و جل را جسم مىپنداشته، و معتقد بودند ملائكه اجسامى هستند به اندازههاى معين، و خدا و ملائكه در پشت آسمان پنهانند. اين عقايد آنها را بر آن داشت كه تمثالها و بتهايى به خيال خود به شكل خداى عز و جل و يا به شكل ملائكه با قامتها و شكلهاى مختلف و يا به شكل انسان يا غير اينها تراشيده آنها را بپرستند، و به پيشگاهشان قربانيانى تقديم بدارند، و نذوراتى برايشان نذر كنند، زيرا به عقيده اينان اين آلهه همانند خداى متعال و به او نزديك بودند.
[١] اين قسمت از گفتار بيرونى با توضيح بعضى مشكلات و نكات در ج ١ ص ٢٥٨ همين ترجمه گذشت.
[٢] آثار الباقيه ابو ريحان بيرونى
[٣] مروج الذهب ج ٢ ص ٢٢٥