ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٣٨٢ - اشكالاتى كه بر بيان فوق وارد نموده و گفتهاند مسئول در آيه شريفه مشركين هستند نه يهود، و جواب آن اشكالات
خطاب تجعلونه قرائت فرمودند و در عين حال قرائت اولى را هم نسخ نكردند. اين احتمالى است كه ما در باره اختلاف قرائت در كلمه يجعلونه مىدهيم، و رواياتى هم بر طبق آن هست، اگر صحيح بوده باشد.
در صورتى كه اين احتمال صحيح باشد تفسير آيه به هر دو قرائت درست درمىآيد، و تمامى اشكالاتى كه مفسرين را مشغول خود كرده حل مىشود[١].
و ليكن اين تفسير اشكال خطاب به اهل مكه را با اينكه منكر وحى بودند حل نمىكند، و همچنين اشكال خطاب به مشركين را به جمله(وَ عُلِّمْتُمْ ما لَمْ تَعْلَمُوا أَنْتُمْ وَ لا آباؤُكُمْ) و همچنين اشكال اختصاص جمله(نُوراً وَ هُدىً) به يهود، و اشكال اينكه چگونه ممكن است يهود بر خلاف اصول عقايد خود وحى را انكار كنند. چون جواب دادن از اين اشكالات به اينكه يهوديها در مدينه گفتند خداوند بر هيچ بشرى چيزى نازل نكرده در حقيقت گريختن از اشكال است به ملزم شدن آن.
و اينكه گفت در اينجا بود كه رسول خدا آيه را به صيغه خطاب براى يهود قرائت فرمود صرفنظر از اينكه هيچ دليلى براى آن در دست نيست، از او مىپرسيم آيا اين قرائت به يك وحى ديگرى غير از وحى در مكه بود يا به همان وحى بود، اگر به وحى ديگرى بوده كه ربطى به اين سوره ندارد، ما فعلا آيهاى را تفسير مىكنيم كه در ضمن ساير آيات اين سوره در مكه نازل شده، و اگر به وحى ديگرى نبوده و اصلا از باب وحى نبوده بلكه بدون آمدن جبرئيل به رسول خدا ٦ تلقين شده در اين صورت جمله مورد بحث، آيه قرآنى نبوده و قرائتش هم قرائت نخواهد بود، و اگر مقصودش اين است كه خداى تعالى به وسيلهاى غير از وسيله وحى به رسول خدا ٦ فهمانيد كه جمله يجعلونه را هم ممكن است به صيغه غيبت خواند و هم به صيغه حضور و خلاصه هم اين قرائت درست است و هم آن قرائت، هم چنان كه بعضى قائلند به اينكه تمامى قرائتها منتهى به خود رسول خدا ٦ و يا به قرائتى مىشود كه رسول خدا آن را شنيده و صحه گذارده. در اين صورت تمامى اشكالات قبلى را ملتزم شده است.
البته اين را هم بايد دانست كه همه اين اشكالها وقتى است كه آيه شريفه در مكه نازل شده باشد، و اما بنا به بعضى از روايات، كه نزول آن را در مدينه دانسته بيشتر آن اشكالها اصلا متوجه نمىشود.
[١] تفسير المنار ج ٧ ص ٦١٧- ٦١٨