ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٣٥٣ - گفتارى در معناى حكم از نظر قرآن
(وَ ما كانَ لِنَفْسٍ أَنْ تَمُوتَ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ كِتاباً مُؤَجَّلًا)[١] و همچنين آيات كريمه ديگرى كه مشابه آن دو است به اين احتمالى كه داديم اشاره دارد.
و يكى ديگر كتبى كه قلم خوردن و محو و اثبات در آن راه دارد، هم چنان كه آيه(يَمْحُوا اللَّهُ ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتابِ)[٢] به وجود چنان كتبى دلالت دارد.
اين فهرست معانيى بود كه از آيات قرآنى راجع به كتاب استفاده مىشود، و اما بحث از هر كدام از اقسام نامبرده كتاب، موكول است به محلى كه مناسب آن معنا پيش آيد و از خداى يگانه يارى مىخواهيم.
گفتارى در معناى حكم از نظر قرآن
ماده حكم بر حسب آنچه كه از موارد استعمال آن به دست مىآيد در اصل به معناى منع است، و به همين مناسبت احكام مولوى را حكم ناميدهاند، چون مولاى آمر با امر خود مامور را مقيد ساخته و او را از آزادى در اراده و عمل تا اندازهاى منع نموده و هوا و خواهش نفسانى او را محدود مىسازد. و همچنين حكم به معناى قضا، كه آن نيز دو طرف دعوا را از مشاجره و يا تعدى و جور باز مىدارد. و حكم به معنى تصديق كه قضيه را از اينكه مورد ترديد شود منع مىنمايد، و احكام و استحكام، كه معناى منع در آن دو نيز خوابيده چون هر چيزى وقتى محكم و مستحكم مىشود كه از ورود منافى و فساد در بين اجزايش جلوگير بوده باشد و نگذارد اجنبى در بين اجزايش تسلط پيدا كند. و در آيه(كِتابٌ أُحْكِمَتْ آياتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِنْ لَدُنْ حَكِيمٍ خَبِيرٍ)[٣] به اعتبارى احكام در مقابل تفصيل استعمال شده و معناى اصليش را از دست نداده، براى اينكه اين احكام نيز از فصل كه همان بطلان التيام و تركيب اجزاى هر چيزى است، جلوگيرى به عمل مىآورد، و به همين معنى است محكم در مقابل متشابه.
راغب در مفردات خود مىگويد: لفظ حكم در اصل به معناى منع به منظور اصلاح است، و به همين جهت لگام حيوان را حكمة الدابة - به فتح حاء و كاف- ناميده و
[١] هيچ كس جز به اذن خدا نخواهد مرد ثبتى است مدت دار. سوره آل عمران آيه ١٤٥
[٢] سوره رعد آيه ٣٩
[٣] اين كتابى است كه از ناحيه فرزانهاى كاردان استوار شده آن گاه توضيح داده شده است. سوره هود آيه ١