ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٥٠٦ - بحث روايتى رواياتى در مورد حق فقرا و مساكين در محصول زراعت
(فَإِنْ شَهِدُوا فَلا تَشْهَدْ مَعَهُمْ) و معنايش اين است كه اگر تو هم با آنان شهادت دهى شهادتت پيروى از اهواء ايشان است، هم چنان كه شهادت خود آنان پيروى اهواء است و چگونه نباشد؟ و حال آنكه ايشان مردمى هستند كه آيات باهره خداى را تكذيب نموده، به آخرت ايمان نياوردند، و غير خدا را كه همان بتهايشان باشد معادل و برابر خدا قرار دادند، و كسى با كمال بيان و روشنى برهان به چنين انحرافى جرأت نمىكند مگر آنان كه اهواء خود را پيروى نمايند.
بحث روايتى [رواياتى در مورد حق فقرا و مساكين در محصول زراعت]
در مجمع البيان در ذيل جمله:(فَما كانَ لِشُرَكائِهِمْ فَلا يَصِلُ إِلَى اللَّهِ) از ابن عباس و قتاده نقل كرده كه مشركين وقتى آنچه به بتها داده بودند با آنچه به خدا داده بودند خلط مىشد آن را به بتها برمىگردانيدند و اگر مال خدا به مال بتها خلط مىشد رد نمىكردند و مىگفتند خدا غنىتر است. و همچنين اگر آبى كه از آن زراعت خدا بود بند خود را شكسته به زراعت بتها سرازير مىشد آن را نمىبستند و اگر آب زراعت بتها به زراعت خدا سرازير مىشد آن را مىبستند و مىگفتند خدا غنىتر است. و سپس فرموده: در روايات ائمه ما (ع) نيز اين معنا وارد است.[١] و در تفسير قمى در ذيل جمله(وَ كَذلِكَ زَيَّنَ لِكَثِيرٍ مِنَ الْمُشْرِكِينَ) از معصوم (ع) نقل شده كه فرمود: معنايش اين است كه اسلاف و نياكان مشركين فرزندكشى را در نظر آنان زينت دادند[٢].
و نيز در ذيل جمله(وَ قالُوا هذِهِ أَنْعامٌ وَ حَرْثٌ حِجْرٌ) آمده كه فرمود: حجر به معناى تحريم شده است[٣].
و در همان كتاب در ذيل جمله(وَ هُوَ الَّذِي أَنْشَأَ جَنَّاتٍ) نقل شده كه فرمود مقصود از جنات بستانها است[٤]. و در ذيل جمله(وَ آتُوا حَقَّهُ يَوْمَ حَصادِهِ وَ لا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ) گفته است: احمد بن ادريس از احمد بن محمد از على بن حكم از ابان بن عثمان
[١] مجمع البيان ج ٤ ص ٣٧٠
[٢] ( ٢ و ٣) تفسير قمى ج ١ ص ٢١٧
[٣] ( ٢ و ٣) تفسير قمى ج ١ ص ٢١٧
[٤] تفسير قمى ج ١ ص ٢١٨