ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٣٦٥ - رواياتى در مورد اينكه دختر زادگان هم از ذريه انسان بشمار مىروند
مؤلف: آلوسى در تفسير روح المعانى در ذيل جمله و عيسى ... مىگويد: اينكه قرآن كريم عيسى (ع) را در شمار ذريه ابراهيم (ع) شمرده خود دليل بر اين است كه ذريه شامل دختر زادهها نيز مىشود، براى اينكه عيسى (ع) تنها از طرف مادر به ابراهيم (ع) متصل و منتسب مىشود. و اگر كسى اشكال كند كه اين معنا دلالت ندارد بر اينكه هر دختر زادهاى ذريه است، براى اينكه عيسى (ع) پدر نداشت تا از راه پدر به ابراهيم (ع) نسبت پيدا كند. و از اين جهت بوده كه قرآن او را ذريه ابراهيم (ع) خوانده، جوابش خوب روشن است، البته مساله مورد اختلاف است، و ليكن هر كسى كه ذريه را شامل دختر زاده نيز دانسته به همين آيه استدلال كرده، از آن جمله موسى كاظم (رض) است كه بنا به بعضى از روايات در پاسخ هارون الرشيد به اين آيه تمسك كرده[١].
و در تفسير كبير دارد كه ابا جعفر (رض) نيز در مجلس حجاج بن يوسف به اين آيه و همچنين به آيه مباهله استدلال كرد، چون بعد از آنكه آيه مباهله نازل شد، رسول خدا حسن و حسين را براى شركت در مباهله دعوت فرمود و به نصارا نيز فرمود: بياييد ما فرزندان خود را و شما هم فرزندان خويش را دعوت نموده و مباهله كنيم . آن گاه اضافه كرده است: بعضى از اصحاب ما گفتهاند كه اين از خصايص رسول خدا ٦ است، و به هر حال فتاواى اصحاب ما در اين مساله مختلف است، و آن چيزى كه در نظر من قوى است اين است كه دخترزادگان نيز داخل در ذريه هستند[٢].
صاحب المنار بعد از عنوان اين بحث مىگويد: حديث ابى بكره را كه بخارى سند آن را از وسط انداخته مىتوان از ادله اين باب شمرد، چون در اين حديث رسول خدا ٦ اشاره به حسن (ع) كرده و فرموده: اين فرزند من سيد (بزرگ) است آن گاه اضافه كرده كه لفظ ابن در كلام عرب بر دخترزاده اطلاق نمىشود، و همچنين روايتى كه ابو نعيم در كتاب معرفة الصحابة بطور رفع از عمر نقل كرده است از ادله اين باب است و آن روايت اين است كه رسول خدا ٦ فرموده: تمامى افراد بشر نسبتشان از ناحيه پدران است مگر فرزندان فاطمه كه من پدر ايشانم. آن گاه مىگويد: به همين جهت است كه مردم اولاد فاطمه (ع) را اولاد رسول خدا ٦ و
[١] تفسير روح المعانى ج ٧ ص ٢١٣
[٢] تفسير كبير فخر رازى