ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٣١٠ - ٤ - تورات فعلى در باره ابراهيم(ع) چه مىگويد؟
و نيز در تورات است كه: وقتى أبرام به سن نود و نه سالگى رسيد، پروردگار براى او ظاهر شد و به وى گفت: من اللَّه قدير هستم، پيش روى من سير كن و مردى كامل باش تا عهدى بين خود و بين تو قرار دهم، و تو را بسيار زياد گردانم. أبرام در مقابل اين جلوه و ظهور به خاك افتاد. پروردگار بار ديگر به وى گفت: عهدى كه من در باره تو به عهده مىگيرم اين است كه تو را پدر تمامى امتها قرار داده، ثمره وجودى تو را بسيار زياد گردانم و به همين جهت از اين به بعد اسمت ابراهيم خواهد بود كه به معناى پدر امتها است. آرى، از ذريه تو امتهاى مختلفى و پادشاهانى منشعب خواهم كرد، و اين عهد بين من و تو و نسل آينده تو عهدى ابدى است تا براى تو و نسلت معبودى باشم، و نيز عهد من اين باشد كه بعد از سرزمين غربت تو، همه ارض كنعان را به تو و به نسل تو واگذار نموده و آن را ملك ابدى شما قرار دهم، تا براى آنان معبود باشم.
آن گاه گفته است: رب در اين باره عهدى بين خود و ابراهيم و نسل او بست، و آن اين بود كه ابراهيم و نسلش، خود و اولاد خود را در روز هشتم ولادتشان ختنه كنند، لذا ابراهيم خود را در سن نود و نه سالگى و همچنين فرزند خود اسماعيل را در سن سيزده سالگى و ساير فرزندان ذكور و غلامان را ختنه نمود.
تورات مىگويد: خداوند به ابراهيم فرمود: از اين به بعد همسر خود ساراى را، بدين نام مخوان، بلكه اسم او را ساره بگذار، من او را مبارك زنى قرار داده و به تو نيز از او فرزند ذكورى مىدهم و مباركش مىكنم تا از نسل او نيز امتها و سلاطين به جاى مانده و شاخهها منشعب شود، ابراهيم از شنيدن اين بشارت خنديد و به سجده افتاد، و در دل با خود گفت: مگر ممكن است از مرد صد سالهاى چون من و زن نودسالهاى چون ساره فرزندى متولد شود؟
ابراهيم به خداى تعالى عرض كرد: دلم مىخواهد اسماعيل پيش روى تو زندگى كند.[١] خداى تعالى فرمود: نه، همسرت ساره فرزندى برايت مىزايد به نام اسحاق من عهد خود را با او و تا ابد با نسل او مىبندم. و اما درخواست تو را در باره اسماعيل نيز عملى مىكنم، و او را مبارك مىگردانم، و نسل او را بسيار زياد مىكنم، تا دوازده فرزند از او به وجود آمده و هر يك رئيس و ريشه دودمان و امتى شوند. و ليكن عهدم را در اسحاق و دودمان او قرار مىدهم، و او از ساره در سال آينده به دنيا خواهد آمد. هنگامى كه كلام خدا با ابراهيم بدينجا رسيد خداوند از نظر ابراهيم غايب شد و به آسمان صعود كرد.
[١] گويا غرض از اين درخواست اين است كه انبيا از نسل اسماعيل به وجود آيند- مترجم.