ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٤٠٢ - وصف بديع السماوات و الأرض متضمن حجت بر استحاله فرزند داشتن خدا است
است، و معنايش اين است كه: مشركين براى خداى تعالى شركائى از جن اتخاذ كردند، در حالى كه جن نيز مخلوق خدا است و مخلوق نمىتواند با خالق خود در خدايى شركت داشته باشد.
منظور از جن در اينجا شيطانهايند، چون بعضى مانند مجوسيان كه قائل به اهريمن و يزدان بودند و همچنين مانند يزيديها كه قائل به الوهيت ابليس (ملك طاووس- شاه پريان) بودند شياطين را شريك خدا مىدانستند. و نيز ممكن است مراد از جن همين جن معروف باشد، چون بطورى كه نسبت مىدهند بعضى از مشركين قريش معتقد بودند كه خداى تعالى دخترى از جن گرفته و از آن دختر ملائكه بوجود آمده. اين احتمال با سياق جمله(وَ جَعَلُوا لِلَّهِ شُرَكاءَ الْجِنَّ وَ خَلَقَهُمْ وَ خَرَقُوا لَهُ بَنِينَ وَ بَناتٍ بِغَيْرِ عِلْمٍ) سازگارتر است، و بنا بر اين احتمال، بنين- پسران و بنات- دختران از جنس ملائكه خواهند بود كه مشركين آنها را به عنوان شركايى به خدا نسبت داده و بر او افترا بستند، پاك و منزه است خداى تعالى از آنچه مشركين او را وصف مىكنند.
و اگر مراد از بنين و بنات اعم از ملائكه باشد بعيد نيست كه مقصود از آن همان اعتقادى باشد كه در ساير ملل غير اسلامى يافت مىشود، مانند اعتقاد برهماييها و بودائيها كه اعتقادى نظير اعتقاد مسيحيها داشتند و نيز مانند اعتقادى كه ساير بتپرستان قديم داشته و خدايان ساختگى خود را پسران و دختران خدا مىدانستند. و هم اكنون آثارى كه به دست باستانشناسان كشف مىشود وجود چنين اعتقادى را تاييد مىكند، مشركين عرب هم ملائكه را دختران خدا مىپنداشتند.
[وصف(بَدِيعُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ) متضمن حجت بر استحاله فرزند داشتن خدا است]
(بَدِيعُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ ...) اين جمله جواب از همان اعتقاد است، و حاصلش اين است كه: داشتن فرزند حقيقى موقوف بر اين است كه قبلا همسرى اتخاذ شود و اتخاذ همسر براى خداى تعالى معقول نيست، و با اين حال ديگر از كجا فرزند خواهد داشت؟ علاوه بر اين، خداى تعالى خالق و فاطر هر چيزى است، و صاحب فرزند نمىتواند خالق فرزند خود باشد چون فرزند جزئى از پدر است كه به وسيله عمل لقاح به محيط تربيتى رحم منتقل مىشود، و معقول نيست كه جزء خداوند مخلوق خودش باشد- اين دو دليل در جمله كوتاه(بَدِيعُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ) نهفته است- چون وقتى خداوند به وجود آورنده همه اجزاى آسمانها و زمين باشد ديگر چه چيزى باقى خواهد ماند كه بتواند همسر خداوند بوده باشد، و يا پسران و دخترانى، همانند خود داشته باشد. ممكن است گفته شود شما كى سرتاسر عالم را گشتيد و مثل و مانندى براى خدا نيافتيد؟ در جواب