ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٢٩٩ - ١ - داستان ابراهيم از نظر قرآن
فرمود: مراد از ظلم شك است.[١] مؤلف: اين روايت را عياشى هم در تفسير خود از ابى بصير از آن حضرت روايت كرده.[٢] در تفسير عياشى از ابى بصير از آن جناب چنين نقل كرده كه گفت: از آن جناب از معناى آيه(الَّذِينَ آمَنُوا وَ لَمْ يَلْبِسُوا إِيمانَهُمْ بِظُلْمٍ) پرسش نمودم، فرمود: اى ابا بصير! پناه مىبريم به خدا از اينكه از كسانى باشيم كه ايمان خود را به ظلمى تباه ساختند، آن گاه فرمود اينها همان خوارج و اصحاب ايشانند.[٣] و نيز در تفسير عياشى از يعقوب بن شعيب از امام ابى عبد اللَّه (ع) روايت شده كه در ذيل آيه(وَ لَمْ يَلْبِسُوا إِيمانَهُمْ بِظُلْمٍ) فرمود: مراد از ظلم ضلالت و ما فوق آن است.[٤] مؤلف: گويا مراد امام (ع) از ضلالت شركى است كه در حقيقت ريشه همه ظلمها است و مراد از ما فوق ضلالت گناهان و ظلمهايى است كه سربار ضلالت باشد.
ممكن است مراد از ضلالت، گناهانى باشد كه خفيفترين درجات ظلم را دارا باشد، و مراد از ما فوق ضلالت، شرك كه منتها درجه ضلالت است بوده باشد، زيرا هر گناهى ضلالت و گمراهى است.
در اين روايات- همانطورى كه ملاحظه مىكنيد- در تفسير ظلم تفننى به كار رفته:
يكى آن را به شرك و ديگرى آن را به شك تفسير نموده. يكى آن را به ضلالت خوارج و ديگرى به ولايت دشمنان اهل بيت معنا كرده است، و اين خود از شواهد گفتار قبلى ما است كه گفتيم ظلم در آيه مطلق است، و اطلاقش همه مراتب ظلم را به حسب اختلاف مراتب فهم مردم شامل مىشود.
گفتارى در باره شخصيت ابراهيم خليل (ع) و سرگذشت او [ (در چند فصل)]
در ذيل اين عنوان بحثهايى است قرآنى، علمى، تاريخى و غيره كه بايد هر كدام را جداگانه متعرض شد.
١- داستان ابراهيم از نظر قرآن:
آنچه از قرآن كريم در اين باره استفاده مىشود اين
[١] كافى ج ٢ ص ٣٩٩ ح ٤
[٢] ( ٢ و ٣ و ٤) تفسير عياشى ج ١ ص ٣٦٦ ح ٤٧- ٤٨- ٥٠
[٣] ( ٢ و ٣ و ٤) تفسير عياشى ج ١ ص ٣٦٦ ح ٤٧- ٤٨- ٥٠
[٤] ( ٢ و ٣ و ٤) تفسير عياشى ج ١ ص ٣٦٦ ح ٤٧- ٤٨- ٥٠