ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٤٥٥ - در امورى از قبيل معارف الهى و شرايع، نبايد به حدس و تخمين بسنده كرد و جز به علم و يقين تكيه نبايد كرد
وصف اخبارى است كه در قرآن آمده و عدل وصف احكام آن است.
و اينكه در آخر فرموده:(وَ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ) معنايش اين است كه او اجابت مىكند آنچه را كه شما به لسان حاجت از او مىطلبيد و مىداند حقيقت حوائجى را كه شما داريد. و يا معنايش اين است كه او به وسيله ملائكه خود مىشنود اخبار حوادثى را كه شما داريد. و يا معنايش اين است كه او به وسيله ملائكه خود مىشنود اخبار حوادثى را كه در ملكش رخ مىدهد و مىداند همه آنها را بدون واسطه ملائكه. و يا معنايش اين است كه او مىشنود گفتارهاى شما را و مىداند كارهايى را كه شما انجام مىدهيد.
(وَ إِنْ تُطِعْ أَكْثَرَ مَنْ فِي الْأَرْضِ يُضِلُّوكَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ ...) كلمه خرص در لغت هم به معناى دروغ آمده و هم به معناى تخمين، و معناى دوم با سياق آيه مناسبتر است زيرا جمله(وَ إِنْ هُمْ إِلَّا يَخْرُصُونَ) و همچنين جمله قبليش در حقيقت كار تعليل را مىكند، و براى جمله(وَ إِنْ تُطِعْ أَكْثَرَ مَنْ فِي الْأَرْضِ) به منزله علت است، و مىرساند كه تخمين زدن در امورى از قبيل معارف الهى و شرايع كه مىبايستى از ناحيه خدا اخذ شود و در آن جز به علم و يقين نمىتوان تكيه داشت طبعا سبب ضلالت و گمراهى است.
گو اينكه سير انسان در زندگى دنياييش بدون اعتماد به ظن و استمداد از تخمين قابل دوام نيست، حتى دانشمندانى هم كه پيرامون علوم اعتبارى و علل و اسباب آنها و ارتباطش با زندگى دنيوى انسان بحث مىكنند به غير از چند نظريه كلى به هيچ موردى برنمىخورند كه در آن اعتماد انسان تنها به علم خالص و يقين محض بوده باشد.
[در امورى از قبيل معارف الهى و شرايع، نبايد به حدس و تخمين بسنده كرد و جز به علم و يقين تكيه نبايد كرد]
ليكن همه اين اعتباريات قابل تخمين، مربوط است به جزئيات زندگى دنيوى، و اما سعادتى كه رستگارى انسان در داشتن آن و هلاكت ابدى و خسران دائميش در نداشتن آن است امرى نيست كه قابل تخمين باشد، و خداوند در امور مربوط به سعادت انسان و همچنين در مقدمات تحصيل آن از تفكر در عالم و اينكه چه كسى آن را آفريده و غرضش چه بوده و سرانجام آن به كجا مىانجامد و آيا بعث و نشورى در كار است و اگر هست براى تامين سعادت در آن نشات، بعثت انبيا و فرستادن كتب لازم است يا نه؟ به هيچ وجه از بندگانش جز به علم و يقين راضى نمىشود، هم چنان كه در آيات بسيارى از قبيل آيه،(وَ لا تَقْفُ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ)[١] اين معنا خاطرنشان شده، و يكى از روشنترين آنها آيه مورد بحث است كه مىفرمايد: بيشتر اهل زمين از آنجا كه پيرو حدس و تخميناند نبايد ايشان را در آنچه كه بدان دعوت مىنمايند و
[١] چيزى را كه به آن علم ندارى پيروى مكن. سوره اسرا آيه ٣٩