ترجمه تفسیر المیزان
(١)
(6) سوره انعام، مكى است و 165 آيه دارد
٣ ص
(٢)
سوره الأنعام(6) آيات 1 تا 3
٣ ص
(٣)
ترجمه آيات
٣ ص
(٤)
بيان آيات
٣ ص
(٥)
بيان اينكه سوره انعام مكى و داراى سياق واحد مىباشد، و نقل اقوالى در مورد اينكه بعضى آيات اين سوره مدنى است
٤ ص
(٦)
ثناى خداى تعالى در سه آيه اول سوره انعام متضمن اشاره به معارفى است كه ماده اساسى شريعت مىباشند
٥ ص
(٧)
جهت و سبب جمع آوردن ظلمات و مفرد آوردن نور در جمله و جعل الظلمات و النور
٦ ص
(٨)
معناى اجل و مراد از اجل مسمى
٨ ص
(٩)
وجوهى كه در بيان مراد از دو قسم اجل در آيه ثم قضى أجلا و أجل مسمى عنده ذكر شده است
١٠ ص
(١٠)
بحث روايتى
١٣ ص
(١١)
رواياتى در باره فضيلت سوره مباركه انعام
١٣ ص
(١٢)
رواياتى در بيان مراد از اجل معلق و اجل مسمى
١٦ ص
(١٣)
سوره الأنعام(6) آيات 4 تا 11
١٩ ص
(١٤)
ترجمه آيات
١٩ ص
(١٥)
بيان آيات
٢٠ ص
(١٦)
دو وجه در مراد كفار از در خواست نزول ملائكه
٢٣ ص
(١٧)
چگونه انسان در عين علم به چيزى در آن چيز گمراه مىشود؟
٢٧ ص
(١٨)
چون دنيا دار اختيار است و دعوت الهى متوجه انسان مختار است رسول بايد يكى از خود مردم باشد نه از ملائكه
٢٨ ص
(١٩)
سوره الأنعام(6) آيات 12 تا 18
٣٣ ص
(٢٠)
ترجمه آيات
٣٣ ص
(٢١)
بيان آيات
٣٤ ص
(٢٢)
اقامه برهان بر معاد با استناد به مالكيت مطلقه خداوند متعال و رحمت او
٣٤ ص
(٢٣)
توضيحى در مورد سميع و عليم بودن خداى سبحان
٣٧ ص
(٢٤)
عوامل پيدايش مرام بت پرستى
٤١ ص
(٢٥)
احتجاج عليه بت پرستان با بهره جستن از منطق خودشان
٤٢ ص
(٢٦)
معناى قاهر بودن خداى سبحان و فرق آن با قهر و غلبه موجودات بر يكديگر
٤٧ ص
(٢٧)
سوره الأنعام(6) آيات 19 تا 20
٤٩ ص
(٢٨)
ترجمه آيات
٤٩ ص
(٢٩)
بيان آيات
٤٩ ص
(٣٠)
انذار و تخويف، در دعوت نبوت مؤثرتر از تبشير و تطميع بوده است
٥١ ص
(٣١)
جمله لأنذركم به و من بلغ شاهد بر ابدى و جهانى بودن رسالت پيامبر اسلام
٥٢ ص
(٣٢)
بحث روايتى
٥٤ ص
(٣٣)
بيان روايتى از امام رضا
٥٥ ص
(٣٤)
رواياتى در ذيل جمله و من بلغ و در باره معرفت اهل كتاب نسبت به پيامبر اسلام
٥٦ ص
(٣٥)
سوره الأنعام(6) آيات 21 تا 32
٥٨ ص
(٣٦)
ترجمه آيات
٥٩ ص
(٣٧)
بيان آيات
٦٠ ص
(٣٨)
توضيح اينكه افترا زننده بر خداى عز و جل و تكذيب كننده آيات او از هر ظالمى ظالمتر است
٦٠ ص
(٣٩)
قول به جواز شفاعت پيغمبر
٦١ ص
(٤٠)
معناى فلاح
٦٣ ص
(٤١)
توضيح اينكه ظالمان فلاح نمىيابند و به آرزوها و اهداف خود نمىرسند(إنه لا يفلح الظالمون)
٦٤ ص
(٤٢)
بيان اينكه مشركين در قيامت آلهه دروغين خود را نمىيابند
٦٨ ص
(٤٣)
از آنجا كه دروغگويى عادت و ملكه كفار شده، در قيامت نيز كه روز بروز حقائق و كشف سرائر است دروغ مىگويند
٧٠ ص
(٤٤)
مواجه شدن با آتش و هول روز قيامت كفار را به تمناى رجوع به دنيا وادار مىكند نه ظهور حق
٧٣ ص
(٤٥)
وجوه نهگانهاى كه در باره آنچه كه كفار در دنيا مخفى داشته و در آخرت آشكار مىشود، گفته شده است
٧٤ ص
(٤٦)
دروغ گفتن كفار، در آرزوى رجوع به دنيا و عدم تكذيب آيات خدا
٧٥ ص
(٤٧)
بحث روايتى
٧٩ ص
(٤٨)
روايات و شواهدى در مورد ايمان جناب ابو طالب
٨٠ ص
(٤٩)
دو روايت در مورد عالم ذر، در ذيل جمله و لو ردوا لعادوا لما نهوا عنه
٨٣ ص
(٥٠)
سوره الأنعام(6) آيات 33 تا 36
٨٦ ص
(٥١)
ترجمه آيات
٨٦ ص
(٥٢)
بيان آيات
٨٧ ص
(٥٣)
معناى جمله فإنهم لا يكذبونك و لكن الظالمين بآيات الله يجحدون
٨٨ ص
(٥٤)
مراد از كلمة الله ، قول الله و وعد الله در عرف قرآن مجيد
٨٩ ص
(٥٥)
دعوت به حق و قبول آن بايد در مجراى اختيار جريان يابد گو اينكه خداوند بر هدايت اجبارى و اضطرارى مردم قادر است
٩١ ص
(٥٦)
چرا مشيت خداى تعالى بر هدايت همگانى انسانها با حفظ اختيار آنها، تعلق نگرفته است؟
٩٣ ص
(٥٧)
توصيف مؤمنين به وصف حيات و شنوايى و توصيف مشركين و معرضين به وصف مردگى، كرى و كورى
٩٥ ص
(٥٨)
بحث روايتى
٩٦ ص
(٥٩)
سوره الأنعام(6) آيات 37 تا 55
٩٧ ص
(٦٠)
ترجمه آيات
٩٨ ص
(٦١)
بيان آيات
١٠٠ ص
(٦٢)
سبب اينكه مشركين به منظور عاجز ساختن پيامبر
١٠٠ ص
(٦٣)
گفتارى پيرامون اجتماعات حيوانى
١٠٣ ص
(٦٤)
وجه اشتراكى كه بين انسان و حيوانات ديگر وجود دارد و موجب تشابه انسان و حيوانات ديگر در مساله حشر و باز گشت به خدا مىباشد، داشتن شعور است
١٠٤ ص
(٦٥)
پاسخ به چند سؤال در مورد حشر حيوانات غير انسانى و حشر امثال آسمانها و زمين و آفتاب و ماه و
١٠٧ ص
(٦٦)
تامل و دقت در مختار بودن بود و حالات نفسانيهاى كه به وسيله آن افعال اختيارى خود را انجام مىدهد
١١١ ص
(٦٧)
اختلاف فاحشى كه در مبادى اختيار و اسباب آن در انسان وجود دارد
١١٣ ص
(٦٨)
مىتوان گفت حيوانات هم تا اندازهاى مختار هستند و احتمالا به تكاليفى مناسب با افق فهم و اختيارشان مكلف هستند
١١٤ ص
(٦٩)
چند احتمال در معناى كتاب در ما فرطنا في الكتاب من شيء
١١٥ ص
(٧٠)
سخنان نادرستى كه در معناى آيه مربوط به امت بودن و محشور شدن حيوانات غير انسانى گفته شده است
١١٧ ص
(٧١)
بيان آيات
١١٨ ص
(٧٢)
نكتهاى كه در توصيف مشركين به گنگى و كورى و كرى، گاه به وصل و گاه به فصل، وجود دارد
١١٩ ص
(٧٣)
در شدائد و سختىها، روى آوردن به خدا از فطريات بشر است
١٢١ ص
(٧٤)
بيان اينكه دعا در مورد امر حتمى الوقوع و نيز دعا با ياس از اجابت، دعا نيست، و دعاى كافران از اينگونه است
١٢٣ ص
(٧٥)
ابتلاء امم قبل از امت اسلام به باساء و ضراء ، تا شايد در برابر خدا سر فرود آورند
١٢٦ ص
(٧٦)
تا زمانى كه شدت باسا و ضراء باعث انقطاع از اسباب ظاهرى نشود فطرت توحيدى انسان مشرك بروز نمىكند
١٢٧ ص
(٧٧)
احتجاج عليه مشركين به عجز شركاى ادعايى و بتهايشان از هر دخل و تصرفى در عالم
١٣١ ص
(٧٨)
مشركين، همان ستمكارانند و جز به خاطر ظلمشان عذاب نمىشوند
١٣٣ ص
(٧٩)
مراد از خزائن الله
١٣٤ ص
(٨٠)
مراد از اينكه فرمود من علم غيب ندارم اينست كه از ناحيه خودم مستقلا علم به غيب ندارم
١٣٥ ص
(٨١)
جمله و لا أقول لكم إني ملك تعبير ديگرى است از إنما أنا بشر مثلكم
١٣٦ ص
(٨٢)
فرق بين پيامبر
١٣٨ ص
(٨٣)
وجه اينكه در جمله ليس لهم من دونه ولي و لا شفيع شفاعت، بدون استثناء، نفى شده است
١٣٩ ص
(٨٤)
معناى جمله و أنذر به الذين يخافون أن يحشروا با توجه به اينكه مشركين مورد خطاب در سوره انعام، معتقد به حشر نبودهاند
١٤٠ ص
(٨٥)
بر حذر داشتن رسول خدا
١٤١ ص
(٨٦)
نظر راغب اصفهانى در مورد معناى وجه در وجه الله ، وجه ربك و امثال آن
١٤٢ ص
(٨٧)
مراد از وجه الله ذات خدا نيست، بلكه هر چيزى كه به خدا انتساب دارد و نيز آنچه كه بنده از خداى خود انتظار دارد، وجه خدا مىباشد
١٤٣ ص
(٨٨)
معناى جمله ما عليك من حسابهم من شيء و ما من حسابك عليهم من شيء
١٤٥ ص
(٨٩)
كرامت و عزت، با شكر كه همانا توحيد است همراه مىباشد و تفاوتهاى مادى، امتحان است
١٤٧ ص
(٩٠)
چند نكته در باره توبه كه از آيه و إذا جاءك الذين يؤمنون استفاده مىشود
١٤٨ ص
(٩١)
بحث روايتى
١٥٠ ص
(٩٢)
چند روايت در باره قدريه و توضيحى در مورد حديث معروف قدريه مجوس اين امت است
١٥٠ ص
(٩٣)
چند روايت در مورد سنت املاء و استدراج و مهلت دادن خداوند به كفار در دنيا
١٥٢ ص
(٩٤)
رواياتى پيرامون در خواست اشراف و اغنياء از پيامبر
١٥٤ ص
(٩٥)
توضيحى در باره روش تطبيق، در تفسير آيات قرآن و روايات شان نزول، و اشاره به اينكه اين روايات، قابل اعتماد نيستند
١٥٦ ص
(٩٦)
سوره الأنعام(6) آيات 56 تا 73
١٥٩ ص
(٩٧)
ترجمه آيات
١٦٠ ص
(٩٨)
بيان آيات
١٦٢ ص
(٩٩)
گفتارى در معناى حكم و اينكه حكم تنها از آن خدا است
١٦٣ ص
(١٠٠)
حكم تكوينى، مختص به خدا و حكم تشريعى، همانند امور ديگر، بالاصالة و مستقلا منتسب به خداى تعالى است
١٦٥ ص
(١٠١)
گفتارى در معناى حقيقت فعل و حكم خداوند متعال
١٦٨ ص
(١٠٢)
افراط و تفريط دو گروه از مسلمين در مساله حسن و قبح و رابطه آن با تشريع
١٧٠ ص
(١٠٣)
شرايع و احكام الهى، معلل به جهات حسن و مزاياى مصالح است ولى نه آن چنان كه افعال و احكام بشرى چنين است
١٧٢ ص
(١٠٤)
عقول بشرى از درك تمام حقائق عاجز است
١٧٣ ص
(١٠٥)
جهات حسن و مصلحت نسبت به احكام و افعال ما حاكميت دارند ولى خداوند محكوم به اين جهات نيست
١٧٤ ص
(١٠٦)
بيان آيات
١٧٦ ص
(١٠٧)
معناى خزائن غيب و مراد از مفاتح الغيب
١٧٨ ص
(١٠٨)
مراد از كتاب مبين
١٧٩ ص
(١٠٩)
فرق كتاب مبين با مفاتح غيب
١٨١ ص
(١١٠)
عموميت علم خداوند و نامتناهى بودن آن(يعلم ما في البر و البحر )
١٨٣ ص
(١١١)
حقيقت انسان كه از آن به من تعبير مىشود، همان روح انسانى است و بس
١٨٤ ص
(١١٢)
جهت و هدف از گماشتن ملائكه حفظه براى آدمى تا زمان مرگ
١٨٦ ص
(١١٣)
ريشه فطرى توجه انسان به خدا و وعده شكر و طاعت دادن او به هنگام گرفتارىهاى شديد
١٩٠ ص
(١١٤)
تهديد امت به نزول عذاب از ناحيه خداى تعالى
١٩٣ ص
(١١٥)
وجوهى كه در معناى عذاب از فوق در آيه شريفه گفته شده است
١٩٤ ص
(١١٦)
پيشگويى تفرقه امت و درگيرىهاى بين آنها پس از رسول خدا
١٩٥ ص
(١١٧)
مراد از قوم رسول خدا كه براى نخستين بار نفاق ورزيده، مخالفت و اعتراض كردند و راه مخالفت را براى سايرين باز كردند
١٩٦ ص
(١١٨)
پيغمبر
٢٠٠ ص
(١١٩)
آميزش با گناهكاران و حضور در مجلس معصيت، خطر وقوع در معصيت را براى انسان افزايش مىدهد
٢٠١ ص
(١٢٠)
استدلال فاسد و عجيب برخى، به بعضى آيات براى اثبات اين ادعا كه پيغمبران قبل از بعثت كافر بودهاند
٢٠٤ ص
(١٢١)
معناى اينكه هدايت خدا هدايت است(إن هدى الله هو الهدى)
٢٠٦ ص
(١٢٢)
وجه و جهت اثبات ملك و سلطنت براى خداى تعالى در روز قيامت
٢٠٩ ص
(١٢٣)
بحث روايتى
٢١١ ص
(١٢٤)
رواياتى در ذيل آيه مربوط به نزول بلا بر امت محمد
٢١٤ ص
(١٢٥)
چند روايت در ذيل آيه نهى از نشستن با كسانى كه در آيات خدا خوض مىكنند
٢١٧ ص
(١٢٦)
سوره الأنعام(6) آيات 74 تا 83
٢٢٠ ص
(١٢٧)
ترجمه آيات
٢٢٠ ص
(١٢٨)
بيان آيات
٢٢١ ص
(١٢٩)
بررسى كيفيت مخصوص رفتار و محاجه ابراهيم(ع) در اين آيات، كه به رفتار فطرى يك انسان اوليه فرضى كه براى نخستين بار به مظاهر مادى عالم برخورد مىكند، شباهت دارد
٢٢١ ص
(١٣٠)
هر چه اشتغال و سرگرمى به امور مادى بيشتر باشد، توجه به مبدأ و معاد كمتر مىشود
٢٢٣ ص
(١٣١)
ضمير مذكر آوردن براى شمس در كلام ابراهيم(ع) هذا ربي هذا أكبر شاهد بر اينست كه آن حضرت همچون انسانى فرضى كه خبر از هيچ چيز ندارد سخن گفته است
٢٢٦ ص
(١٣٢)
اختلاف مفسرين در معناى كلمه آزر و اينكه آزر چه نسبتى با ابراهيم
٢٢٩ ص
(١٣٣)
استغفار و دعاى ابراهيم(ع) براى آزر، دعاى صورى بوده و در دنيا واقع شده، نه در آخرت براى شفاعت
٢٣١ ص
(١٣٤)
آزر، پدر صلبى و حقيقى ابراهيم
٢٣٤ ص
(١٣٥)
توهم عجيب و غريب بعضى از مفسرين در مورد داستانهايى كه در قرآن كريم نقل شده است
٢٣٥ ص
(١٣٦)
كلام الهى، كلام حق و فصل است و هزل و خلاف واقع در آن راه ندارد
٢٣٦ ص
(١٣٧)
بتها(اصنام) چه بودهاند؟
٢٣٨ ص
(١٣٨)
مالكيت حقيقى خداى سبحان، مانند مالكيت انسان است نسبت به قوا و افعالش
٢٤١ ص
(١٣٩)
ملكوت همان وجود اشياء است به لحاظ انتسابشان به خدا و رؤيت ملكوت به معناى ديدن خدا است با ديدن اشياء و موجودات
٢٤٢ ص
(١٤٠)
ستارهاى كه مردم مىپرستيدند و ابراهيم(ع) به آن اشاره فرمود و گفت هذا ربي ستاره زهره بوده است
٢٤٥ ص
(١٤١)
مراد از رب در كلام ابراهيم(ع)(هذا ربي)، خداوند آفريدگار هستى نيست
٢٤٦ ص
(١٤٢)
اينكه ابراهيم(ع) نخست ستاره و ماه و خورشيد را رب دانست، از باب محاجه به زبان خصم بوده است
٢٤٧ ص
(١٤٣)
ربوبيت ملازم با محبوبيت است و لا أحب الآفلين يعنى من چيز متغير را رب خود نمىدانم
٢٤٩ ص
(١٤٤)
وجه آوردن ضمير مذكر براى شمس كه مؤنث است در كلام ابراهيم(ع) هذا ربي هذا أكبر
٢٥٢ ص
(١٤٥)
اقوال مختلفى كه در توجيه تذكير ضمير در جمله مزبور گفته شده است
٢٥٤ ص
(١٤٦)
سخن غريب و نادرست يكى از مفسرين كه مدعى است ابراهيم(ع) به زبان عربى سخن مىگفته است
٢٥٦ ص
(١٤٧)
جمله لا أحب الآفلين حجتى است يقينى و برهانى بر مبناى محبت و عدم محبت، نه حجتى عوامانه و غير برهانى
٢٥٩ ص
(١٤٨)
وجه اينكه ابراهيم(ع) افول را در احتجاج آورد نه طلوع را و بيان اينكه مشركين معتقد به اينكه اجرام سه گانه داراى مقام ايجاد و تدبيرند، نبودهاند
٢٦١ ص
(١٤٩)
اشكالاتى كه بر اقوالى كه در توجيه لا أحب الآفلين بر مبناى اينكه افول مبناى برهان است وارد شده است
٢٦٢ ص
(١٥٠)
وجه جامعى كه فخر رازى براى توجيه آيه بر همان مبنا ذكر كرده است و اشكال آن وجه
٢٦٣ ص
(١٥١)
نكتهاى در مورد ترتيب احتجاجات ابراهيم(ع) عليه بت پرستان و ستاره پرستان
٢٦٤ ص
(١٥٢)
هدايت، هميشه از ناحيه خدا است و ضلالت از ناحيه انسان - هيچ چيز غروب كننده و از كف رونده، شايسته محبت و تعلق خاطر نيست
٢٦٥ ص
(١٥٣)
معناى فطر و فطرت و حنيف
٢٦٧ ص
(١٥٤)
توجيه وجه به سوى خدا به معناى عبادت او است
٢٦٨ ص
(١٥٥)
اسلام، دين مطابق با فطرت انسانى و نوع وجودى آدمى است
٢٦٩ ص
(١٥٦)
بخش دوم احتجاجات ابراهيم(ع) كه محاجه آن حضرت است با مشركين بعد از اعلام بيزارى از بتها
٢٧٠ ص
(١٥٧)
اقوال متعدد مفسرين در توضيح و توجيه جملات ابراهيم(ع) در محاجه با مشركين
٢٧٣ ص
(١٥٨)
وجه اينكه ابراهيم(ع) عدم وجود اذن و دليل از ناحيه خداوند را به عنوان دليل بر بطلان بت پرستى آورده است
٢٧٧ ص
(١٥٩)
امن و اهتدا از خواص و آثار ايمان است، اگر با ظلم پوشيده نشود
٢٧٩ ص
(١٦٠)
ظلم داراى مفهوم وسيعى است ولى تمام اقسام آن به ايمان ضرر نمىرساند
٢٨٠ ص
(١٦١)
گناه و ظلم اختيارى داراى مصاديق و مراتبى است كه شخص مؤمن مناسب با درجه تقوا و معرفت و ايمانش از مصاديق و مراتب بيشترى از گناه دورى مىكند
٢٨١ ص
(١٦٢)
ايمان به خدا فقط مشروط به دورى از شرك و گناهان كبيره نيست
٢٨٢ ص
(١٦٣)
سخن بعضى از مفسرين در تفسير آيه الذين آمنوا و لم يلبسوا إيمانهم بظلم و اشكال وارد بر آن
٢٨٣ ص
(١٦٤)
بحث روايتى
٢٨٦ ص
(١٦٥)
رواياتى در مورد تولد و نشو و نماى ابراهيم(ع) در خفا، و اينكه آزر پدر يا عموى ابراهيم(ع) بوده است
٢٨٧ ص
(١٦٦)
چند روايت در باره ارائه ملكوت به ابراهيم(ع)
٢٩١ ص
(١٦٧)
رواياتى در خصوص جمله هذا ربي كه ابراهيم(ع) بر زبان آورد
٢٩٢ ص
(١٦٨)
رواياتى در ذيل جمله و لم يلبسوا إيمانهم بظلم
٢٩٤ ص
(١٦٩)
سخن بعضى كه در توجيه يك روايت گفتهاند امت ابراهيم فقط مكلف به ايمان بودند و به فروع و احكام مكلف نبودند و بيان فساد اين ادعا
٢٩٥ ص
(١٧٠)
فروع و احكامى كه توسط ابراهيم(ع) تشريع شدهاند
٢٩٧ ص
(١٧١)
سبب وجود قوانين حمورابى در تورات فعلى
٢٩٨ ص
(١٧٢)
گفتارى در باره شخصيت ابراهيم خليل(ع) و سرگذشت او(در چند فصل)
٢٩٩ ص
(١٧٣)
1 - داستان ابراهيم از نظر قرآن
٢٩٩ ص
(١٧٤)
2 - منزلت ابراهيم در نزد خداوند و موقف بندگىاش - و مواهب خدا به او
٣٠٣ ص
(١٧٥)
3 - آثار پر بركتى كه ابراهيم(ع) از خود در جامعه بشرى به يادگار گذاشت
٣٠٥ ص
(١٧٦)
4 - تورات فعلى در باره ابراهيم(ع) چه مىگويد؟
٣٠٦ ص
(١٧٧)
5 - تناقضات تورات بهترين دليل بر دستخوردگى آن است
٣١٣ ص
(١٧٨)
وجود نظير نسبتهاى نارواى تورات فعلى به ابراهيم(ع)، در بعض روايات اهل سنت
٣١٥ ص
(١٧٩)
عدم صحت نسبت دروغ گفتن، به ابراهيم(ع) كه در روايات عامه آمده است
٣١٧ ص
(١٨٠)
روايتى جامع از طريق ائمه اهل بيت
٣١٨ ص
(١٨١)
ذبيح ابراهيم(ع)، اسماعيل(ع) بوده است نه اسحاق(ع)
٣٢٢ ص
(١٨٢)
كلام نادرست طبرى در تاريخ خود كه اسحاق(ع) را ذبيح دانسته
٣٢٤ ص
(١٨٣)
6 - تورات بر خلاف قرآن كريم
٣٢٦ ص
(١٨٤)
اشكال بعضى از مستشرقين به قرآن در مورد عدم نقل خصوصيات ابراهيم و اسماعيل(ع) و داستان بناى كعبه و در سور مكيه و پاسخ بدان اشكال
٣٢٦ ص
(١٨٥)
اشكال ديگر به آيات مربوط به احتجاجات ابراهيم(ع) و در آتش انداختن آن حضرت
٣٢٨ ص
(١٨٦)
گفتارى بيرونى و مسعودى در باره عقائد ستاره پرستان، بت پرستان و صابئين
٣٢٩ ص
(١٨٧)
سوره الأنعام(6) آيات 84 تا 90
٣٣٥ ص
(١٨٨)
ترجمه آيات
٣٣٥ ص
(١٨٩)
بيان آيات
٣٣٦ ص
(١٩٠)
اشاره به استمرار و عدم انقطاع عقيده به توحيد در قرون گذشته، با عنايت و هدايت الهى
٣٣٦ ص
(١٩١)
قرآن كريم دختر زادگان را هم اولاد و ذريه حقيقى مىداند
٣٣٨ ص
(١٩٢)
ملاك تفضيل و برترى انبياء(ع) بر ديگر مردم، داشتن هدايت فطرى و بهرهمندى از هدايت خاص و بى واسطه الهى است
٣٣٩ ص
(١٩٣)
كوششى كه صاحب المنار براى توجيه ترتيب اسماء انبياء(ع) در سه آيه شريفه، نموده است
٣٤٠ ص
(١٩٤)
اشكالاتى كه بر كلام صاحب المنار وارد است
٣٤١ ص
(١٩٥)
دعوت همه انبياء(ع) و تمام شرايع، در حقيقت يكى است اگر چه در سعه و ضيق و اجمال و تفصيل مختلف باشند
٣٤٣ ص
(١٩٦)
در هدايت الهى ضلالت راه ندارد و بقاء آن مشروط به شكر، كه عبارتست از عمل به لوازم توحيد و عبوديت مىباشد
٣٤٦ ص
(١٩٧)
معانى حكم و بيان مراد از دادن كتاب و حكم و نبوت به پيامبران
٣٤٨ ص
(١٩٨)
كتاب در اصطلاح قرآن به چه معناست؟
٣٤٩ ص
(١٩٩)
اقسام سه گانه اطلاق كتاب در قرآن مجيد
٣٥٠ ص
(٢٠٠)
گفتارى در معناى حكم از نظر قرآن
٣٥٣ ص
(٢٠١)
بيان آيات
٣٥٥ ص
(٢٠٢)
بررسى اقوال مختلفى كه در باره اينكه قومى كه موكل بر حفظ دين خدا هستند چه كسانى مىباشند گفته شده است
٣٥٦ ص
(٢٠٣)
به نظر ما مراد از اين قوم انبياء و معصومين و اتقياء و صلحايند كه همواره پاسدار دين حق مىباشند
٣٦٠ ص
(٢٠٤)
شريعت اسلام ناسخ شرايع قبل است و امر خداوند در فبهداهم اقتده به معناى امر به تبعيت از شرايع گذشته نيست
٣٦٢ ص
(٢٠٥)
بحث روايتى
٣٦٣ ص
(٢٠٦)
چند روايت در باره يسع يكى از انبياى بنى اسرائيل
٣٦٣ ص
(٢٠٧)
رواياتى در مورد اينكه دختر زادگان هم از ذريه انسان بشمار مىروند
٣٦٤ ص
(٢٠٨)
مساله قرابت و ترتب آثار نسب در مورد زنان، و دختر زادگان مسالهاى حقوقى و اجتماعى است كه در اسلام شناخته شده است
٣٦٦ ص
(٢٠٩)
استناد ائمه اهل بيت
٣٦٧ ص
(٢١٠)
رواياتى در ذيل فقد وكلنا بها قوما ليسوا بها بكافرين
٣٦٩ ص
(٢١١)
سوره الأنعام(6) آيات 91 تا 105
٣٧١ ص
(٢١٢)
ترجمه آيات
٣٧٢ ص
(٢١٣)
بيان آيات
٣٧٣ ص
(٢١٤)
موارد استعمال كلمه قدر و معناى جمله و ما قدروا الله حق قدره
٣٧٤ ص
(٢١٥)
وجود كتب آسمانى و وجود معارف و احكام الهى در بين مردم، دو شاهد بر لزوم هدايت مردم از جانب خدا است
٣٧٦ ص
(٢١٦)
بيان اينكه در آيه قل من أنزل الكتاب كه در آن به نزول تورات بر موسى احتجاج شده، رسول خدا
٣٧٧ ص
(٢١٧)
اشكالاتى كه بر بيان فوق وارد نموده و گفتهاند مسئول در آيه شريفه مشركين هستند نه يهود، و جواب آن اشكالات
٣٧٨ ص
(٢١٨)
آنچه از معارف الهى و ارزشهاى معنوى كه در گوشه و كنار جهان وجود دارد، ميراث انبياء(ع) و از آثار وحى است
٣٨٥ ص
(٢١٩)
داشتن بركت و خير كثير و هدايت انسان به سعادت، نشانه نزول قرآن از سوى خدا است
٣٨٧ ص
(٢٢٠)
گفتارى پيرامون معناى بركت از نظر قرآن
٣٨٩ ص
(٢٢١)
بيان اينكه سببيت خدا و بركت او در طول ساير اسباب است، و نزول بركت، با عمل ساير عوامل منافات ندارد
٣٩١ ص
(٢٢٢)
بيان آيات
٣٩١ ص
(٢٢٣)
مراد از افتراء زدن به دروغ بر خدا در من أظلم ممن افترى على الله كذبا
٣٩٢ ص
(٢٢٤)
سخنى مرگ ظالمان(مرتكبين افتراء بر خدا، ادعاى نبوت به دروغ و استهزاء به آيات خدا)
٣٩٤ ص
(٢٢٥)
پس از مرگ، آدمى به بطلان پندارهاى پيشين و پوچى دلبستگى به اسباب و مستقل دانستن آنها در تاثير، آگاه مىشود
٣٩٦ ص
(٢٢٦)
مراد از انشاء و پديد آوردن بنى آدم از نفس واحدة و تقسيم آنان به مستقر و مستودع
٣٩٩ ص
(٢٢٧)
وصف بديع السماوات و الأرض متضمن حجت بر استحاله فرزند داشتن خدا است
٤٠٢ ص
(٢٢٨)
دقائق و لطائفى كه از جمله لا تدركه الأبصار و هو يدرك الأبصار استفاده مىشود
٤٠٤ ص
(٢٢٩)
گفتارى در عموميت خلقت و گسترش دامنه آن
٤٠٥ ص
(٢٣٠)
در قرآن كريم افعال انسان به خود او نسبت داده شده و قانون عليت مسلم دانسته شده است
٤٠٦ ص
(٢٣١)
از نظر قرآن ذوات تمامى اشياء مخلوق خدا است ولى اعمال و رفتار آنان منسوب به تقدير و هدايت مىباشد
٤٠٧ ص
(٢٣٢)
دو اشكال بى اساس بر عموميت خلقت عدم صحت انتساب افعال قبيح به خدا و اينكه عموميت خلقت مستلزم جبر است
٤٠٨ ص
(٢٣٣)
خلقت و حسن، متلازمند و هر چيزى ذاتا و به لحاظ اينكه آفريده خدا است، نيكو است
٤٠٩ ص
(٢٣٤)
حسن و قبح، از امور اعتباريه مىباشند و قابل خلق و ايجاد نيستند
٤١٠ ص
(٢٣٥)
پاسخ به اشكالى ديگر و بيان اينكه انحصار خلقت و عليت ايجاد در خدا، مستلزم نفى قانون عليت نيست
٤١١ ص
(٢٣٦)
جواب اين شبهه كه عليت خدا در بقاء اشياء مستلزم توارد و اجتماع دو علت مستقل در معلول واحد است
٤١٢ ص
(٢٣٧)
قول به اينكه موجودات در حدوث محتاج به خدا و در بقاء بى نياز از خدايند با برهان فاعلى و برهان غايى اثبات بر صانع، منافات دارد
٤١٣ ص
(٢٣٨)
بيان آيات
٤١٦ ص
(٢٣٩)
بحث روايتى
٤١٨ ص
(٢٤٠)
رواياتى در مورد نزول آيه و من أظلم ممن افترى على الله در باره عبد الله بن سعد بن ابى سرح
٤٢١ ص
(٢٤١)
روايتى راجع به طينت آدمى
٤٢٣ ص
(٢٤٢)
رواياتى در باره مستقر و مستودع در آيه شريفه
٤٢٥ ص
(٢٤٣)
چند روايت در مورد ديده نشدن خداى تعالى به چشم(لا تدركه الأبصار)
٤٢٦ ص
(٢٤٤)
سوره الأنعام(6) آيات 106 تا 113
٤٢٩ ص
(٢٤٥)
ترجمه آيات
٤٢٩ ص
(٢٤٦)
بيان آيات
٤٣٠ ص
(٢٤٧)
در نظام عالم تشريع نيز سنت عليت و معلوليت حاكم است و هدايت نصيب كسى مىشود كه در صدد تحصيل آن باشد
٤٣٢ ص
(٢٤٨)
مراد از اينكه پيامبر
٤٣٣ ص
(٢٤٩)
نهى از هر كلام زشتى نسبت به مقدسات دينى
٤٣٤ ص
(٢٥٠)
اقسام لذايذ اقسام لذائذى كه عمل و متعلقات عمل انسان را زينت داده او را به عمل وا مىدارد
٤٣٥ ص
(٢٥١)
وجه اينكه لذات موافق با هواى نفس و گناهان بدون واسطه به خدا نسبت داده نمىشود
٤٣٦ ص
(٢٥٢)
اقوال متعددى كه در باره مراد از زينت دادن اعمال در كذلك زينا لكل أمة عملهم گفته شده است
٤٣٨ ص
(٢٥٣)
بيان آيات
٤٤٠ ص
(٢٥٤)
ايمان آوردن مردم منوط به مشيت الهى است و كفرشان نيز خارج از مشيت خدا نمىباشد
٤٤٠ ص
(٢٥٥)
بحث روايتى
٤٤٤ ص
(٢٥٦)
(رواياتى در ذيل آيات شريفه گذشته نهى از سب خدايان مشركين، ايمان نياوردن كفار و )
٤٤٤ ص
(٢٥٧)
سوره الأنعام(6) آيات 114 تا 121
٤٤٩ ص
(٢٥٨)
ترجمه آيات
٤٤٩ ص
(٢٥٩)
بيان آيات
٤٥٠ ص
(٢٦٠)
معناى كلمة و موارد استعمال آن در قرآن
٤٥٢ ص
(٢٦١)
مراد از تماميت كلمه به صدق و عدل در تمت كلمة ربك كمال يافتن شرايع - با تشريع شريعت اسلام است
٤٥٤ ص
(٢٦٢)
در امورى از قبيل معارف الهى و شرايع، نبايد به حدس و تخمين بسنده كرد و جز به علم و يقين تكيه نبايد كرد
٤٥٥ ص
(٢٦٣)
مراد از گناه ظاهرى و گناه باطنى در ذروا ظاهر الإثم و باطنه و اقوال مفسرين در اين باره
٤٥٨ ص
(٢٦٤)
خطاب به مؤمنين كه اگر در خوردن مردار، از مشركين پيروى كنند در زمره آنان قرار خواهند گرفت
٤٥٩ ص
(٢٦٥)
بحث روايتى(رواياتى در ذيل جمله و تمت كلمة ربك و تذكيه حيوانات و)
٤٦٠ ص
(٢٦٦)
سوره الأنعام(6) آيات 122 تا 127
٤٦٣ ص
(٢٦٧)
ترجمه آيات
٤٦٣ ص
(٢٦٨)
بيان آيات
٤٦٤ ص
(٢٦٩)
تشبيه ايمان، به حيات و نور، و كفر، به مرگ و تاريكى
٤٦٤ ص
(٢٧٠)
بيان اينكه حقيقتا مؤمن در حياتى جز زندگى ساير انسانها بسر مىبرد و از اراده و شعورى فوق اراده و شعور ديگران برخوردار است
٤٦٥ ص
(٢٧١)
مكر بزرگان و اعيان هر قريه در برابر دعوت انبياء و استهزائشان به رسالت پيغمبر
٤٦٨ ص
(٢٧٢)
معناى شرح صدر و بيان اينكه خداوند براى هدايت بنده سينه او را شرح و توسعه مىدهد
٤٧١ ص
(٢٧٣)
دو اشتباه در مورد انتساب هدايت و ضلالت انسان به خداى تعالى
٤٧٣ ص
(٢٧٤)
گفتارى در معناى هدايت الهى
٤٧٦ ص
(٢٧٥)
تقسيم هدايت الهى به دو قسم تكوينى و تشريعى و تقسيم هدايت تشريعى به دو قسم ارائه طريق و ايصال به مطلوب
٤٧٧ ص
(٢٧٦)
بحث روايتى(در ذيل آيات مربوط به حيات و نور شخص مؤمن و شرح صدر )
٤٧٨ ص
(٢٧٧)
سوره الأنعام(6) آيات 128 تا 135
٤٨٣ ص
(٢٧٨)
ترجمه آيات
٤٨٣ ص
(٢٧٩)
بيان آيات
٤٨٤ ص
(٢٨٠)
بين قضاى الهى و اختيار انسان، مزاحمتى نيست
٤٨٤ ص
(٢٨١)
سلطه و ولايت شياطين بر انسان، قهرى نيست، بلكه به اعتراف كفار در قيامت، نتيجه معامله طرفينى است
٤٨٥ ص
(٢٨٢)
سنت الهى چنان نيست كه مردم بى خبر را(قبل از اتمام حجت) هلاك سازد
٤٨٩ ص
(٢٨٣)
نفى جميع انحاء ظلم از خداى متعال در جمله و ربك الغني ذو الرحمة
٤٩٠ ص
(٢٨٤)
بحث روايتى(چند روايت در باره محبت ظالم، انتقام از ظالم بدست ظالمى ديگر، آرزوى دراز)
٤٩١ ص
(٢٨٥)
سوره الأنعام(6) آيات 136 تا 150
٤٩٣ ص
(٢٨٦)
ترجمه آيات
٤٩٤ ص
(٢٨٧)
بيان آيات بيان آيات شريفه، كه متضمن احتجاج عليه مشركين در مورد قربانى كردن فرزندانشان در برابر بتها، و بعض احكام در مورد خوردنىها، مىباشد
٤٩٦ ص
(٢٨٨)
مراد از نهى از اسراف در و لا تسرفوا إنه لا يحب المسرفين
٥٠١ ص
(٢٨٩)
خداوند متعال به مشيت تكوينى خود از هيچكس ايمان نخواسته است
٥٠٤ ص
(٢٩٠)
بحث روايتى رواياتى در مورد حق فقرا و مساكين در محصول زراعت
٥٠٦ ص
(٢٩١)
معناى ثمانية أزواج من الضأن اثنين
٥٠٩ ص
(٢٩٢)
در قيامت از جاهل سؤال مىشود چرا علم نياموختى تا بدان عمل كنى؟
٥١١ ص
(٢٩٣)
سوره الأنعام(6) آيات 151 تا 157
٥١٢ ص
(٢٩٤)
ترجمه آيات
٥١٢ ص
(٢٩٥)
بيان آيات
٥١٣ ص
(٢٩٦)
بيان آيات مربوط به تحريم محروماتى كه به شريعت معينى از شرايع اختصاص ندارد
٥١٣ ص
(٢٩٧)
عقوق والدين، بعد از شرك به خدا، در شمار بزرگترين، يا بزرگترين گناهان است
٥١٥ ص
(٢٩٨)
نهى از كشتن فرزندان از ترس فقر و گرسنگى
٥١٦ ص
(٢٩٩)
نهى از نزديك شدن به فواحش و قتل بنا حق نفس محترمه
٥١٧ ص
(٣٠٠)
دستور و سفارش در مورد مال يتيم، وفا و عدالت در ميزان وكيل و پرهيز از سخن ناحق حتى بخاطر نزديكان
٥١٨ ص
(٣٠١)
مراد از عهد خدا كه به وفا به آن امر شده، دستورات الهى است
٥١٩ ص
(٣٠٢)
وجه اختلاف تعابير در آخر سه آيه شريفه لعلكم تعقلون ، لعلكم تذكرون ، لعلكم تتقون
٥٢٢ ص
(٣٠٣)
تقواى دينى با تفرقه و اختلاف نمىسازد، ولى راههاى غير راه خدا مختلف و متعددند و پيروانشان متشتت مىباشند
٥٢٣ ص
(٣٠٤)
توجيه ناصحيح صاحب تفسير روح المعانى در مورد اختلاف تعابير در آخر سه آيه شريفه
٥٢٤ ص
(٣٠٥)
وجوهى كه در باره ارتباط آيه شريفه ثم آتينا موسى الكتاب با آيات ديگر ذكر شده است
٥٢٦ ص
(٣٠٦)
اقوالى كه در معناى جمله تماما على الذي أحسن گفته شده است
٥٢٧ ص
(٣٠٧)
بحث روايتى(چند روايت در ذيل آيه قل تعالوا أتل و در باره صراط مستقيم)
٥٢٨ ص
(٣٠٨)
سوره الأنعام(6) آيات 158 تا 160
٥٣٢ ص
(٣٠٩)
ترجمه آيات
٥٣٢ ص
(٣١٠)
بيان آيات
٥٣٢ ص
(٣١١)
مراد از آمدن خدا و آمدن بعض آيات خدا در آيه شريفه هل ينظرون
٥٣٣ ص
(٣١٢)
ايمان و عمل در موقع روبرو شدن با عذاب الهى يا هنگام مرگ، سودى ندارد
٥٣٥ ص
(٣١٣)
امت اسلام هم مانند ساير امم روزى دچار عذاب گشته و مشمول قضاى به قسط و حكم فصل خداوند مىشود
٥٣٦ ص
(٣١٤)
بيزارى رسول خدا
٥٣٧ ص
(٣١٥)
بحث روايتى(در باره آيات الهى قبل از قيامت، تفرقه در دين و پاداش مضاعف حسنات)
٥٣٩ ص
(٣١٦)
سوره الأنعام(6) آيات 161 تا 165
٥٤٢ ص
(٣١٧)
ترجمه آيات
٥٤٢ ص
(٣١٨)
بيان آيات
٥٤٣ ص
(٣١٩)
مقصود از اينكه رسول الله
٥٤٤ ص
(٣٢٠)
استدلال به نشات دنيا و قبل و بعد از آن براى مساله توحيد
٥٤٥ ص
(٣٢١)
بحث روايتى
٥٤٧ ص
 
٢ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص

ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٢٢ - بيان آيات

كار رفته و وجهش على الظاهر رفع شبهه‌اى است كه از جهت مرجع ضمير ممكن است پيدا شود، زيرا اگر در جمله‌(ما لَمْ نُمَكِّنْ لَكُمْ) التفات به حضور نبود و مى‌فرمود: ما لم نمكن لهم آن وقت از سياق آيه پنداشته مى‌شد كه اين ضمير هم برمى‌گردد به مرجعى كه ضمير: مكنا لهم به آنجا برمى‌گشت و گرنه اصل سياق از همان ابتداى سوره، سياق غيبت بود.

قبلا در ضمن تفسير جمله‌(هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ طِينٍ) نيز صحبتى از التفات بميان آمد.

(فَأَهْلَكْناهُمْ بِذُنُوبِهِمْ)، اين آيه دلالت دارد بر اينكه: گناهان دخالت قاطعى در پيش آمدن بلايا و محنت‌هاى عمومى دارند و در اين معنا و همچنين در اينكه حسنات و اطاعت‌ها در رسيدن به نعمت‌ها و نزول بركات تاثير زيادى دارند آيات بسيارى موجود است.(وَ لَوْ نَزَّلْنا عَلَيْكَ كِتاباً فِي قِرْطاسٍ فَلَمَسُوهُ بِأَيْدِيهِمْ ...) اين آيه اشاره است به اينكه استكبار كفار به جايى رسيده است كه اگر اين قرآن را در صورت كتابى كه در برگهاى كاغذى نوشته شده باشد بفرستيم، كه آنان با چشم ببينند و با دست لمس كنند باز خواهند گفت كه: اين سحرى است آشكار، پس نبايد به گفته پوچ آنان كه مى‌گويند:(لَنْ نُؤْمِنَ لِرُقِيِّكَ حَتَّى تُنَزِّلَ عَلَيْنا كِتاباً نَقْرَؤُهُ)[١] اعتنا نمود.

در آيه مورد بحث كتاب را در(كِتاباً فِي قِرْطاسٍ) بدون الف و لام و نكره آورد تا بفهماند كه نزول آن نوع خاصى است از نزول كه ناگزير بايد بتدريج صورت گيرد، و اگر آن را مقيد كرد به اينكه در كاغذ باشد براى اين بود كه به درخواست آنان نزديك‌تر و از شبهه و توهمى كه در دلهايشان خلجان مى‌كرد دورتر باشد، و آن توهم اين بوده است كه: آيات نازل بر رسول خدا از انشائات خود اوست، نه اين كه روح الأمين آن را نازل كرده باشد، چنان كه خدا مى‌فرمايد:(نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ عَلى‌ قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنْذِرِينَ بِلِسانٍ عَرَبِيٍّ مُبِينٍ).[٢](وَ قالُوا لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْهِ مَلَكٌ وَ لَوْ أَنْزَلْنا مَلَكاً لَقُضِيَ الْأَمْرُ ثُمَّ لا يُنْظَرُونَ) منظورشان از اينكه گفتند: چرا فرشته‌اى بر او نازل نشد؟، اين بوده كه به خيال خود


[١] ايمان نخواهيم آورد به آسمان رفتنت مگر اينكه كتابى بر ما نازل كنى كه خود ما آن را بخوانيم. سوره اسراء آيه ٩٣

[٢] روح الامين آن را بزبان عربى روشن بر قلب تو نازل كرد تا از انذار كنندگان باشى. سوره شعراء آيه ١٩٥