ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٣٣١ - گفتارى بيرونى و مسعودى در باره عقائد ستاره پرستان، بت پرستان و صابئين
دير زمانى بر اين منوال گذشت تا آنكه بعضى از حكما و دانشمندانشان آنان را به نتيجه افكار خود بدين شرح آگاه ساختند كه: افلاك و كواكب نزديكترين اجسام ديدنى به خداى تعالى مىباشند، و اين اجسام داراى حيات و نفس ناطقهاند، و ملائكه در بين اين ستارگان و آسمانها به نزد خدا آمد و شد دارند، و هر حادثهاى كه در عالم ما پيش مىآيد همه الگويى از حوادث عالم بالا و نتيجه حوادثى است كه به امر خدا در كواكب پديد مىآيد.
از آن به بعد بشر بتپرست متوجه ستارگان گشته و قربانىها را به پيشگاه آنها تقديم مىداشتند، بدان اميد كه ستارگان حوائج آنها را برآورده و حوادث خوبى برايشان پيش آورند.
ليكن متوجه شدند كه اين ستارگان در روز و قسمتى از شب در دسترس آنها نيستند، و تنها پارهاى از شب خودنمايى مىكنند، به ناچار بعضى از حكماىشان راه چاره را در اين ديدند كه بتها و مجسمههايى به صورت و شكل ستارگان بسازند و به ايشان دستور دادند تا پيكرها و بتهايى به عدد ستارگان مشهور براى كواكب ساختند و هر صنفى از ايشان ستارهاى را تعظيم مىكردند و به پيشگاهش قربانى مخصوصى مىبردند و چنين مىپنداشتند كه وقتى در زمين بت مربوط بفلان ستاره را تعظيم كنند آن ستاره در آسمان به جنب و جوش درآمده و مطابق خواستههايشان سير مىكند.
آنان براى هر كدام خانهاى جداگانه و هيكلى منفرد ترتيب داده و به هر يك از آن هيكلها اسم يكى از ستارگان را گذاشتند. گروهى خانه كعبه را خانه زحل پنداشته و گفتهاند: اگر اين خانه تا كنون باقى مانده براى اين بوده كه اين خانه خانه زحل است، و زحل آن را از دستخوش حوادث نگهداشته، چون زحل كارش بقا و ثبوت و نگهدارى است. هر موجودى كه مربوط به اين ستاره باشد به هيچ وجه زوال پذير نيست. اينان عقايد خرافى ديگر نيز داشتهاند كه ذكر آنها باعث ملال خاطر خواننده است.
چون مدتى بر اين منوال گذشت، كم كم خود بتها را به جاى ستارگان پرستيده و آنها را واسطه نزديكى به خدا دانستند و پرستش ستارگان را از ياد بردند، تا آنكه يوذاسف كه مردى از اهل هند بود در سرزمين هند ظهور نمود و از هند به سند و از آنجا به بلاد سيستان و زابلستان كه آن روز در تحت تصرف فيروز بن كبك بود، سفر نمود و از آنجا مجددا به سند مراجعت كرد و از آنجا به كرمان رفت. اين مرد ادعاى نبوت داشت و مىگفت: من از طرف خداى تعالى رسول و واسطه بين او و بندگان اويم.
يوذاسف در اوايل سلطنت طهمورث پادشاه فارس- و بعضى گفتهاند در عهد سلطنت جم- به فارس رفت- او اولين كسى بود كه مذهب ستارهپرستى را در بين مردم ابداع نمود و آن را