تعزير و گستره آن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٨ - ب) تعزير مستقل و تعزير تلفيقى
و از جنگهاى مهم شمرده مىشد. سه نفر از مسلمانان، يعنى «كعب بن مالك» و «مرارة بن ربيع» و «هلال بن اميّة» بر اثر تنبلى، نه نفاق و بىايمانى، از همراهى سپاه اسلام خوددارى نموده، امّا زود به اشتباه خود پى بردند. هنگامى كه سپاه اسلام به مدينه بازگشت آن سه نفر نادم و پشيمان به خدمت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله رسيدند، تا عذر خواهى كنند. امّا پيامبر از آنها اعراض كرد، و سخنى با آنها نگفت. به مسلمانان نيز دستور داد كه با آنان سخن نگويند.
از آنجا كه پيامبر اسلام دستور اعراض و قطع رابطه موقّت را صادر كرد، اين كار نوعى تعزير شمرده مىشود، و جزء مراتب نهى از منكر محسوب نمىگردد. به هر حال همه مردم، حتّى بچّهها و زنان، با آنها ترك معاشرت كردند. تا آنجا كه همسران آن سه نفر خدمت پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله رسيده، و وظيفه خويش را در برابر شوهرانشان پرسيدند، پيامبر خدا به آنها نيز دستور اعراض و كنارهگيرى داد. با اجراى دستور حضرت محمد صلّى اللّه عليه و آله زمين با همه گستردگىاش بر آنها تنگ شد، و مجبور به ترك مدينه، و سكونت در بيابان گرديدند. همسرانشان برايشان غذا مىآوردند، ولى بدون اين كه با آنان سخنى بگويند، به مدينه بازمىگشتند. آنان با خود گفتند: «حال كه پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله و مسلمانان، و حتّى اعضاى خانواده از ما كنارهگيرى كردهاند، خوب است ما هم از يكديگر جدا شويم.» سپس هر كدام به سمتى رفته، و در گوشهاى سكنى گزيدند. اين وضع پنجاه روز ادامه داشت، و هر يك از آنان در خلوت و تنهايى خويش، به توبه و تضرّع و ابتهال مشغول بود. تا اين كه بالاخره خداوند توبه آنها را پذيرفت، و آيه ١١٨ سوره توبه در مورد آنان نازل شد. در آيات مذكور مىخوانيم: