تعزير و گستره آن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٤ - ١- اطلاقات روايات تأديب
مىشوند؛ ولى تا حدّ امكان از تنبيه بدنى خوددارى شود، و چنانچه آن قدر كوچك باشد كه خوب و بد را نمىفهمد زدن او جايز نيست، و كسى كه در موارد مجاز كودكان را تنبيه مىكند، ضامن خسارتهاى وارده نيست.»
خلاصه اين كه تأديب كودكان و نوجوانان اجمالا مورد قبول همه فقها مىباشد.
ادلّه مشروعيّت تأديب
براى اصل جواز تأديب مىتوان به سه دليل استناد جست:
١- اطلاقات روايات تأديب
، كه آن را يكى از حقوق فرزندان بر پدران مىداند. چرا كه تأديب گاه بدون مجازاتهاى بدنى حاصل نمىشود. به سه نمونه از اين روايات توجّه كنيد:
الف) يكى از راويان حديث به نام «درست» از امام كاظم عليه السّلام نقل مىكند كه مردى خدمت پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله رسيد، و از آن حضرت در مورد حقوق فرزندش پرسيد. حضرت فرمود:
«تحسن اسمه و ادبه، وضعه موضعا حسنا [١]؛
نامى نيكى برايش انتخاب كن، و خوب ادبش نما، و جايگاه اجتماعى نيكويى برايش مهيّا كن.»
مقتضاى ادب نيكو و اطلاق آن، شامل تنبيه بدنى در موارد ضرورى نيز مىگردد.
ب) حضرت على عليه السّلام مىفرمايد:
[١]. وسائل الشيعة، جلد ١٥، ابواب احكام الاولاد، باب ٨٦، حديث ١.