تعزير و گستره آن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٩ - ب) تعزير مستقل و تعزير تلفيقى
«وَ عَلَى الثَّلاثَةِ الَّذِينَ خُلِّفُوا حَتَّى إِذا ضاقَتْ عَلَيْهِمُ الْأَرْضُ بِما رَحُبَتْ وَ ضاقَتْ عَلَيْهِمْ أَنْفُسُهُمْ وَ ظَنُّوا أَنْ لا مَلْجَأَ مِنَ اللَّهِ إِلَّا إِلَيْهِ ثُمَّ تابَ عَلَيْهِمْ لِيَتُوبُوا إِنَّ اللَّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ؛
و همچنين آن سه نفر كه (از شركت در جنگ تبوك) بازماندند، (و مسلمانان با آنان قطع رابطه كردند،) تا آن حد كه زمين با همه وسعتش بر آنها تنگ شد؛ (حتّى) در وجود خويش، جايى براى خود نمىيافتند؛ (در آن هنگام) دانستند پناهگاهى از خدا جز به سوى او نيست؛ سپس خدا رحمتش را شامل حال آنها نمود، (و به آنان توفيق داد) تا توبه كنند؛ (كه) خداوند بسيار توبهپذير و مهربان است.»
(شرح بيشتر آيه مذكور و دنباله ماجراى متخلّفان جنگ تبوك را در تفسير نمونه ذيل آيه مذكور مطالعه فرماييد.)
نتيجه اين كه: دورى و ترك معاشرت، كه در اين آيه شريفه آمده، نوعى تعزير محسوب مىشود؛ تعزيرى مفيد و مؤثّر، و اى كاش اين نوع تعزير، كه هزينه آن كم و نتيجهاش چشمگير و فراوان است، در جامعه امروزى نيز اجرا مىشد.