تعزير و گستره آن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٢ - قرينه ششم تمسّك به قياس منصوص العلّة
ولى امام علّتى براى آن بيان كرده كه آن علّت در مصاديق ديگر نيز وجود دارد. از اين روايات- كه در فقه منصوص العلّة ناميده مىشود- مىتوان به مثابه يك دليل عقلى بهره جست، و تعزير را در غير مواردى كه در روايات آمده نيز جارى كرد. به دو نمونه از اين روايات توجّه كنيد:
١- حسين بن ابى العلاء روايت زير را از امام صادق عليه السّلام نقل مىكند:
«انّ رجلا لقى رجلا على عهد امير المؤمنين عليه السّلام فقال: انّ هذا افترى علىّ قال:
و ما قال لك؟ قال انّه احتلم بامّ الآخر. قال: انّ فى العدل ان شئت جلّدت ظلّه، فانّ الحلم انّما هو مثل الظّلّ. و لكنّا سنوجعه ضربا وجيعا حتّى لا يؤذى المسلمين، فضربه ضربا وجيعا.» [١]
ترجمه اين حديث قبلا گذشت.
٢- مرحوم شيخ صدوق رحمه اللّه روايت زير را، در كتاب من لا يحضره الفقيه، از حضرت على عليه السّلام نقل مىكند:
«انّ رجلا قال له: انّ هذا زعم انّه احتلم بامّى، فقال انّ الحلم بمنزلة الظّلّ فان شئت جلّدت لك ظلّه. ثمّ قال: لكنّى اؤدّبه لئلّا يعود يؤذى المسلمين [٢].» اين روايت از نظر محتوى شبيه روايت گذشته است، بدين جهت آن را ترجمه نمىكنيم.
از دو روايت بالا استفاده مىشود كه تعزير و تأديب گناهكار براى آن است كه با كارهاى خلافش موجب ايذاء و آزار و اذيّت مسلمين نشود؛ چه اين كه تعزير به وسيله تازيانه باشد، يا با جريمه مالى اين منظور حاصل شود، يا به سبب حبس، سدّ راه آزار و اذيّتهاى او گرديم يا از روشهاى ديگر براى تحقّق اين هدف بهرهجوييم.
[١]. وسائل الشيعة، جلد ١٨، ابواب حدّ القذف، باب ٢٤، حديث ١.
[٢]. وسائل الشيعة، جلد ١٨، ابواب حدّ القذف، باب ٢٤، حديث ٢.