تعزير و گستره آن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٢ - قرينه چهارم رواياتى كه از تعزير تعبير به تأديب كرده است
را عقوبت مىكند، تا گناهش را تكرار نكند.» ٤- نويسنده كتاب دعائم الاسلام طبق سندى كه دارد از امام صادق عليه السّلام چنين نقل مىكند:
«لا تقطع يد النّباش الّا ان يؤخذ و قد نبش مرارا، و يعاقب فى كلّ مرّة عقوبة موجعة [١]؛
كسى كه نبش قبر مىكند (و كفنها را سرقت مىنمايد) دستش قطع نمىگردد، مگر اين كه اين كار را مكرّر انجام داده، و در هر مرتبه دستگير گرديده، و عقوبت شده باشد.»
٥- دعائم الاسلام در حديث ديگرى از آقا امير المؤمنين عليه السّلام در مورد زنى كه پرده بكارت دخترى را با دستش از بين برده بود، چنين نقل مىكند:
«عليها مهرها و توجع عقوبة [٢]؛ آن زن بايد مهر المثل اين دختر را بدهد، و مجازات دردناكى شود.»
نتيجه اين كه در اين گونه از روايات از تعزير تعبير به عقوبت شده، كه شامل هر نوع مجازاتى مىشود.
قرينه چهارم: رواياتى كه از تعزير تعبير به تأديب كرده است
اين تعبير نيز معناى گستردهاى دارد، كه مجازاتهاى بدنى و غير آن را شامل مىشود.
به اين گروه از روايات توجّه كنيد:
١- ابو بصير، از راويان مشهور، مىگويد: از امام عليه السّلام در مورد حكم
[١]. وسائل الشيعة، جلد ١٨، ابواب حدّ السرقة، باب ١٨، حديث ٢.
[٢]. مستدرك الوسائل، جلد ١٨، ابواب حدّ المساحقة، باب ٤، حديث ٢.