چکيده پايان نامه هاي حديثي - هوشمند، مهدی - الصفحة ٦١
توجيه و تحليل مشكلات تاريخى حديث اين مكتب و خصوصا تصويب الموطأ مالك بن انس و صحاح ستّه بوده است. از جمله اقداماتى كه در اين پايان نامه انجام گرفته، به دست دادن اطّلاعاتى در مورد كتب حديثى اهل سنّت و مشخصات كتابشناسى آنهاست و از آن جا كه اساسا موضوع آن بررسى درباره تأليفات حديثى اهل سنّت پس از قرن سوم هجرى بوده، و نيز از آن جا كه در عين حال، آگاهى از تحوّلات حديثى سه قرن نخست، گرچه به نحو اجمال، امرى ضرورى است، و همچنين به جهت آن كه اين مباحث به شكل جامعى در كتاب تاريخ عمومى حديث اثر دكتر مجيد معارف آمده است، لذا نخست با استفاده از كتاب ياد شده، بيان مختصرى در مورد مهم ترين خطوط و تحوّلات تاريخ حديث اهل سنّت در سه قرن اوّل هجرى ذكر شده و سپس، تحوّلات تاريخ حديث اهل سنّت پس از قرن سوم، مورد بررسى قرار گرفته است. اين پايان نامه از هفت بخش اصلى و يك بخش مقدّماتى تشكيل شده است. در بخش مقدّماتى، سير تحوّلات تاريخ حديث اهل سنّت طى دو دوره: پيش از قرن سوم هجرى و پس از آن، در دو فصل توضيح داده شده است. مطالب مورد بحث در فصل اوّل، شامل سير تحوّلاتى حديث از جهت تدوين حديث در دوران پيامبر صلى الله عليه و آله و خلفا، واكنش متفاوت صحابيان در مقابل منع تدوين حديث، نظر محقّقان اهل سنّت و سپس نظر محقّقان شيعه در اين باره و در نهايت، وضعيت حديث در دوران بنى اميّه است. در فصل دوم با بيان اين كه قرن سوم، طلايى ترين عصر در تاريخ سنّت بوده و بيشترين خدمات در زمينه حديث در اين قرن ارائه شده، ظهور پيش گامان بزرگ راويان و حفّاظ را مربوط به اين برهه مى داند. با