چکيده پايان نامه هاي حديثي - هوشمند، مهدی - الصفحة ١١٠
نموده كه امام عليه السلام ، خود كتاب تفسيرى ننوشته و يا اگر نوشته، هيچ گونه خبر و اثرى از آن به دست ما نرسيده است، با وجود اين، آن حضرت داراى مكتب تفسيرى فعّال و معتبرى بوده و شاگردان زيادى را در اين فن، تربيت كرده است. همچنين بيان شده است كه دو تفسير يكى از ابوالجارود و ديگرى از جابر بن يزيد جعفى ـ كه هر يك بر اساس روايات امام باقر عليه السلام نوشته شده ـ به امام عليه السلاممنسوب است. سپس نگارنده در سه فصل، به ترتيب، روايات مربوط به علوم قرآنى، سوره حمد و سوره بقره را جمع آورى كرده و در مجموع، تعداد ٣٦٦ روايت و ٥٠٤ سند را با مراجعه به منابع و متون معتبر شيعه و سنّى استخراج و احصا كرده است. اين روايات، در جلد دوم پژوهش، به ترتيب موضوعات شانزده گانه، پشتِ سر هم قرار گرفته اند. نگارنده به منظور دستيابى به هدف اصلى خود كه عبارت از ارزيابى اسانيد روايات است، علاوه بر استفاده از حاصل مطالعات به عمل آمده خود در بخش هاى اوّل و چهارم، سه بخش مفصّل ديگر نيز اختصاص داده، كه در بخش هاى دوم و سوم ـ كه به منزله مقدّمه و پيش نياز براى ورود به بخش چهارم و پنجم است ـ به بيان تعاريف و اصطلاحات زيادى كه در پايان نامه و خصوصا بخش پايانى آن به كار رفته، و نيز به بررسى رجال و راويان احاديث مندرج در بخش چهارم، پرداخته است. نگارنده در بخش آخر پايان نامه، با مطالعه و تحقيق، به ارزيابى سند روايات و نيز تعيين نوع هر يك از آنها و نهايتا تعيين ميزان و درجه اعتبار آنها پرداخته است. بر اين اساس، از مجموع ٥٠٤ سند ارائه شده، تعداد ٢٤ سند از نوع صحيح، تعداد سه سند حَسَن، هفده سند موثّق، ٣٨ سند قوى و ٤٢٢ سند ضعيف را به صورت دسته بندى بيان نموده است.