چکيده پايان نامه هاي حديثي - هوشمند، مهدی - الصفحة ٢٢٥
نيز دوازده مورد عمده از دلايل و شواهد غير نقلى را يادآور شده است. در بخش سوم نيز به معرّفى و توضيح عوامل دخيل در پيدايش و گسترش جعل حديث پرداخته شده است. نگارنده در قسمت اوّل به عواملى از قبيل: عدم كتابت و ضبط حديث، نقل حديث بدون ذكر سند و دخالت اهل كتاب اشاره دارد. در قسمت دوم نيز نقل به معنا در حديث، تسامح در ادلّه سنن، اعتماد بيش از حدّ به صحابه، گسترش فتوحات اسلامى، تأويل گرايى، پيدايش احزاب و فرقه هاى سياسى و كلامى و فقهى، جدال و درگيرى ميان متعصّبان دو مذهب بزرگ اسلامى (شيعه و سنّى) و اهداف سياسى فرمانروايان را از جمله عوامل دخيل در گسترش جعل حديث مى داند. در بخش چهارم، اصناف و طبقات جاعلان حديث و انگيزه هاى آنان در جعل حديث بر شمرده شده است. اين اصناف عبارت اند از: زنادقه، غلات، قصّاص و داستانسرايان. وى ضمن بررسى هر سه واژه از نظر لغت و ريشه و اصطلاح و ذكر برخى از عقايد هر يك از اين سه گروه، نحوه پيدايش آنها و شيوه برخوردشان با حديث را شرح داده و علّت و انگيزه هر يك را با ذكر مواردى بيان داشته است. در بخش پنجم، نگارنده، كيفيت شناسايى احاديث جعلى و راه هاى جلوگيرى از نفوذ و نشر آنها را توضيح داده است. قسم اوّل را كه خود از دو بخش مربوط به راوى و مروى تشكيل شده، تقسيم نموده و در مورد راهكارهاى جلوگيرى از نفوذ و نشر احاديث جعلى نيز دو راه عمده را با استشهاد به روايات، بيان داشته است.