چکيده پايان نامه هاي حديثي - هوشمند، مهدی - الصفحة ٢١٦
داشت. وى بدين منظور، علاوه بر استفاده از قصّه هاى قرآن مجيد، از تفاسير موجود نيز بهره لازم را برده و در باب اسطوره هاى اديان، از متون اصلى در دسترس، بخصوص عهد عتيق، كمك گرفته است و نتايج فرهنگى و اجتماعى و آثار تاريخى و اخلاقى قصّه هاى انبياى الهى و داستان گويى قرآن و اسطوره ها را به طور اجمال، مورد بحث قرار داده است. نگارنده بر اين عقيده است كه القاى پيام به صورت مستقيم و آمرانه، هميشه با استقبال طبايع انسانى مواجه نمى گردد. بسيارى از اوقات، از طريق هنر مى توان پيامى را به طور غير مستقيم و در قالبى جذّاب ايراد نمود كه تأثيرات روحى و روانى باعث، نفوذ بيشتر نظر گوينده يا نويسنده مى شود. بدين منظور، داستان سرايى و قصّه پردازى نيز در زندگى انسان ها امرى طبيعى و رايج است. دستْ مايه قصّه ممكن است واقعى و عينى باشد كه در اين صورت، محتواى قصّه در صدد رفع نيازها و درمان دردها و حلّ مسائل اجتماعى و فرهنگى بشر خواهد بود، و امكان دارد از دستْ مايه غيرواقعى استفاده گردد كه نتيجه آن، افسانه پردازى و اسطوره سازى است. اهمّيت دين در زندگى بشر و استفاده از شيوه هاى صحيح تبليغ نيز موضوع مهمّى در زندگى اجتماعى انسان هاست. لذا تمام اديان الهى با عنايت به تأثيرات متقابل آموزش هاى دينى و فطرت آدمى، از قصّه به عنوان وسيله اى مؤثّر در الگودهى و هدايت انسان ها استفاده نموده اند. قرآن كريم نيز با گنجاندن بسيارى از پيام هاى خويش در قالب قصه، به صورت مستقيم و غيرمستقيم، از نقش سازنده آن در ارشاد مسلمانان بهره جسته و به ميل فطرى آنان نيز جواب مثبت داده است. اين پايان نامه، شامل پنج فصل است كه در فصل اوّل، نگارنده، ضمن