چکيده پايان نامه هاي حديثي - هوشمند، مهدی - الصفحة ٢١٤
قرآنى كه از نوع براهين نقلى است، اثبات يك مطلب از طريق تكيه بر حقّانيت قرآن و اين كه قرآن در ضمن آيات خود، بدان مطلب اشاره دارد، صورت مى گيرد (مانند: اثبات تجرّد و بقاى نفس و روح با استفاده از آيات مربوط به توفّى نفوس) اين نوع برهان، تنها براى معتقدان به حقّانيت قرآن قابل قبول است؛ امّا استدلال قرآن از نوع استدلال هاى عقلى است كه صرف نظر از گوينده آن، فى نفسه، روشن و مبيّن است و بر اساس موازين عقلى استوار است مثل استدلال هاى قرآن در زمينه معاد كه با توجّه به اصل توحيد اقامه شده است). لذا براى تمام معتقدان به اصل توحيد، قابل ارائه و پذيرش است. نگارنده در فصل اوّل، مسئله روح و نفس را مورد تفحّص قرار داده است و اين كه روح، به عنوان يك حقيقت مجرّد و مستقل، پس از مرگ آدمى باقى مى ماند و مرگ، پايان زندگى به معناى مطلق نيست، بلكه يك گام بزرگ به سوى اثبات وجود جهان پس از مرگ است. وى، ضمن طرح مسئله پيدايى روح و بقاى آن، به بررسى روح از نظر قرآن، تعريف روح به خدا، ديدگاه هاى مختلف درباره نفس و دليل هر يك درباره حدوث و قِدَم روح پرداخته است. وى در اين زمينه معتقد است كه اوّلين چيزى كه سبب توجّه انسان به مسئله روح شده، موضوع خواب و رؤيا بوده است. انسان چنين احساس مى كرد كه نيروى مرموزى در وجود او نهفته است كه به هنگام بيدارى، به شكلى، و در خواب، به شكل ديگرى، خودنمايى مى كند. او اين نيروى مرموز را «روح» ناميد. نگارنده، در فصل دوم، بعد از بيان معناى معاد و ذكر اقوال و نظريات مختلف متكلّمان و فلاسفه در مورد اقسام معاد، به معاد جسمانى پرداخته و ادلّه عقلى اثبات معاد را بررسى كرده است. وى در اين