چکيده پايان نامه هاي حديثي - هوشمند، مهدی - الصفحة ١٨٦
را به سبب شايستگى و صلاحيتى كه دارند، براى بهره مندى از نعمتى ويژه برگزيده و آنان را بدون آن كه مراحل عادى كسب علم را طى كنند، بر امورى اعم از غيب يا شهادت، آگاه مى گرداند. پس بايد ديد حقيقت علم لدنى چيست و متعلَّق آن كدام است؟ راه وصول به آن چيست و چه كسانى از آن بهره مند شده يا مى شوند؟ آيا بهره مندى از اين علم، در انحصار طبقه، گروه يا افراد خاصّى است، يا براى نيل به آن، مقدّمات و شرايطى وجود دارد كه همگان با تحصيل مقدّمات و احراز شرايط مى توانند از آن بهره مند شوند؟ اگر چنين است، آن مقدّمات و شرايط چيست؟ و نهايت اين كه در مرحله وقوع، اين موهبت عظيم، نصيب چه كسانى شده است؟ اين پايان نامه، از يك مقدّمه و سه فصل و يك خاتمه تشكيل شده است. نگارنده، در مقدّمه، با طليعه قراردادن آياتى از سوره علق، علم لدنى را تعريف كرده و حدود و ابعاد آن را روشن ساخته است. سپس با بيان اين مطلب كه چون گاهى متعلَّق علم لدنى از امور غيبى است، به بررسى موضوعاتى در زمينه علم غيب پرداخته و به تناسب موضوع، درباره وحى، الهام و تحديث نيز اشاراتى دارد. فصل اوّل، درباره حقيقت علم و اقسام آن است. در اين فصل، عناوينى چون معناشناسى علم در لغت و اصطلاح و كاربردهاى آن، واژه هاى معادل، كيفيت حصول و ابزارهاى شناخت علم وجود دارد. نگارنده، با اشاره به كاربرد واژه علم و مترادفات آن در قرآن مجيد و كلام معصومان، آيات و رواياتى را در اين زمينه آورده و توضيح داده است. فصل دوم، در باب حقيقت علم لدنى است. در اين فصل نيز با تحقيقى در آيه شريف ٦٥ سوره كهف و بيان مفسّران درباره علم لدنى حضرت