چکيده پايان نامه هاي حديثي - هوشمند، مهدی - الصفحة ١٤٩
تحقيق و بستر تحقيق، مطرح شده است. در ابتداى پايان نامه، تعاريف متعدّدى از واژه حكومت ارائه شده و سپس، معناى مورد نظر از اين واژه تبيين شده تا در ميان معانى مختلف، محوريت ثابتى براى بحث باشد و از مغالطه در بحث، دورى شود. ضمنا از حيث مصداق نيز قدر متيقّن از حكومت نشان داده شده باشد تا هنگام بحث در اين وادى، تمام اشكال حكومت را دربر گيرد. نگارنده در قسمت بعد، در صدد اثبات ضرورت اجتماعى حكومت برآمده و اين كه حكومت، فقط و فقط به عنوان يك گزاره مطلوب در اجتماعى محسوب نمى شود. وى در آغاز يك استدلال عقلى بر اين قضيه آورده و سپس، رواياتى از امير مؤمنان را مورد استفاده قرار داده كه در آنها ضرورت حكومت در جامعه براى از بين رفتن هرج و مرج، مورد تأكيد قرار گرفته است. سپس به فلسفه يا دلايل ضرورت حكومت پرداخته و آنها را ضمن مواردى برشمرده، كه عبارت اند از: وحدت امّت در پرتو حكومت، اجراى عدالت و ظلم ستيزى، اقامه دين، تأمين حقوق عمومى و رفاه اجتماعى، و در هر مورد نيز به رواياتى از نهج البلاغة در راستاى اين ضرورت اجتماعى و فلسفه هاى متعدّد حكومت، استدلال نموده است. نگارنده، پس از اين مقدّمات، به پاسخ اين پرسش پرداخته كه: حقّ حاكميت در اصل از آن كيست؟ آيا حق، از آن خداوند است يا مردم نيز صاحب حقّ اند؟ و آمده است كه چون مردم در عدم حاكميت نسبت به همديگر برابرند، لذا در خروج از اين اصل اوّليه عدم پذيرش سلطه غير، دليل قاطع و محكمى مثل دليل اثبات ولايت خداوند، پيامبران و ائمه معصوم بايد در دست باشد. وى در بحث دلايل ضرورت حاكميت الهى، ابتدا در بخش حاكميت