چکيده پايان نامه هاي حديثي - هوشمند، مهدی - الصفحة ١١٢
ابوالحسن احمد، فرزند حسين بن عبيداللّه بن ابراهيم، از علماى بزرگ شيعه در قرن پنجم هجرى و از شيوخ محدّثان اماميه و محقّقان جليل است. وى از شاگردان پدرش حسين، معروف به غضائرى (م ٤١١ ق) و شريك بحث ابوالعباس احمد نجاشى (٣٧٢ ـ ٤٥٠ ق) بوده است. در بخش دوم نيز بحثى اجمالى درباره زندگى حسين بن عبيداللّه غضائرى و اساتيد و شاگردان و تأليفات و ديدگاه علما درباره وى مطرح شده است. فصل دوم، درباره كتاب رجالى ابن غضائرى و معيار و ملاك وى در جرح و تعديل راويان حديث و اكثار وى در جرح ثقات است، و اين كه عدّه اى از علما معتقدند كه ابن غضائرى در تضعيف و جرح، مستند به شهادت و سماع نيست؛ بلكه او بعد از دقّت در روايات افراد، بر اجتهاد خويش اعتماد مى كرد. لذا هرگاه بر حسب اعتقاد خويش، روايتى را شامل غلو و اغراق مى دانست، آن روايت را ضعيف مى دانست. در فصل سوم نيز ديدگاه هاى مختلف درباره كتاب الضعفاء ابن غضائرى بيان شده و برخى از آنان، مورد نقد و بررسى و تحليل قرار گرفته اند. مجموعه اين ديدگاه ها در دو بخش تقسيم بندى شده است: ١ . ديدگاه هاى قدما، ٢ . ديدگاه هاى متأخّران.
٤٥ . تحقيقى پيرامون «كتاب من لا يحضره الفقيه» شيخ صدوق(ره)، محمود نظرى، كارشناسى ارشد پيوسته، دانشكده معارف اسلامى و الهيات دانشكده امام صادق عليه السلام ، استاد راهنما: استاد على اكبر غفارى، اساتيد مشاور: دكتر كامران ايزدى مباركه و حجه الاسلام سيّدحسن مصطفوى، ١٣٧٥، ١٦٣ص.
اين پايان نامه، تحقيقى است در زواياى مختلف اثر ارزشمند كتاب من لا يحضره الفقيه و بررسى گوشه اى از زندگى مؤلّف والاى آن، يعنى رئيس المحدّثين محمّد بن على بن حسين بن موسى بن بابويه،