چکيده پايان نامه هاي حديثي - هوشمند، مهدی - الصفحة ٥٩
بسيارى از فلاسفه قديم و جديد به ضرورت وجودى حكومت و دولت معتقدند و آن را امرى طبيعى مى دانند. نقل نظريه اين انديشمندان، از ديگر مباحث مطرح شده است كه ضمنا اشاره اى هم به قول بعضى از سياستمداران دارد و ادلّه ضرورت حكومت از ديدگاه آنان را بررسى مى كند. نظر نگارنده درباره چگونگى پيدايش حكومت، بحث بعدى اين جستار است. وى، عوامل تكوين و تشكيل دولت و حكومت را در چند چيز خلاصه مى كند: ١ . خانواده، به اين معنا كه حكومت، وابسته به وجود خانواده است؛ ٢ . دين، به عنوان واضع قوانين؛ ٣ . قدرت؛ طرفداران اين نظريه معتقدند زور و قدرت، مبناى تكوين دولت است. البته قدرت مدّ نظر اسلام با قدرتى كه عموما روى آن نظر دارند، فرق مى كند؛ چرا كه از نظر اسلام، قدرتى كه بتوان با آن به تشكيل حكومت پرداخت، همان بُعد مردمى حكومت الهى است؛ ٤ . نياز طبيعى؛ اجتماعى بودن انسان، انگيزه اين نياز طبيعى را تشكيل مى دهد؛ ٥ . قراردادهاى اجتماعى؛ پناه بردن بشر به جايگاهى امن و آسوده بودنش در نحوه زندگى، باعث انعقاد چنين قراردادهايى است. در بخش ديگر پايان نامه، به اقسام حكومت هاى متداول جهان اشاره شده و نظام ها و حكومت هاى مختلف و طبقه بندى اين حكومت ها، مورد نقد و بررسى قرار گرفته است. وى در اين قسمت از حكومت اسلامى به يك حكومت قانونمند بر اساس قوانين الهى ياد كرده و آن را هدف رسيدن به كمال مطلوب مى انگارد. همچنين ضمن بررسى ادلّه حكومت اسلامى، نظرى نيز به نظام حكومتى اسلام در زمان پيامبر