چکيده پايان نامه هاي حديثي - هوشمند، مهدی - الصفحة ٥٨
وى، سپس بحث ضرورت نياز به حكومت را از ديدگاه قرآن و سنّت بررسى كرده و نتيجه مى گيرد كه تقديس و ستايش حكومت و مُلك افراد صالح و عادل در آيات و روايات، خود، دليل بر ضرورت چنان حكومتى در ميان مردم، در راستاى برقرارى عدالت و محو ظلم و جور است. ضرورت حكومت از ديدگاه نهج البلاغة، بحث اصلى و محورى پايان نامه را تشكيل مى دهد كه نگارنده، در اين فصل به آن پرداخته است. وى در ابتداى بحث، با استناد به دو آيه، متذكّر اين نكته مى شود كه اميرمؤمنان عليه السلامبه صورت مكرّر در نهج البلاغة، ضرورت و لزوم به وجود يك حكومت در مقابل ايده و آراى خوارج اشاره كرده؛ چرا كه خوارج، معتقد بودند با بودن قرآن، نيازى به حكومت نيست. نگارنده با شرح و توضيح خطبه هاى ٤٠ و ١٢٥، به رد ادعاى خوارج پرداخته و حكومت را از ديدگاه على عليه السلام با همه ضرورى بودنش پست و ذليل مى شمارد، و در موارد متعدّدى از زبان مولا عليه السلامبه اين امر اشاره دارد. از ديگر بحث هايى كه نگارنده در اين فصل بدان پرداخته، استنتاج ضرورت حكومت از بافت قوانين شرع است. وى ضمن تقسيم قانون به دو قِسم تكوينى و تشريعى، محدوده هر كدام را در قبال حكومت، بيان نموده است. نكته قابل توجه ديگر در اين فصل، پرداختن نگارنده به بررسى اجمالى مبحث حكومت در ابواب مختلف كتب فقهى است. وى در باب كسب و تجارت، دَين و قرض، ولايت، رهن، حجر، شركت، وديعه، وكالت، وصيّت، نكاح، طلاق، ظهار، ايلاء، احياى موات، لقطه، شهادات و حدود، جايگاه و پايگاه اصلى حكومت را مشخّص و تشريح نموده است.